حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٤٣ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
فرمان عمل كردند، بىآنكه به آتش جهنم تهديد شده باشند. اين روايت تقريباً به اندازه متنى كه از طريق داود بن قيس رسيده، از لحنى مطلوب برخوردار است.
مىتوان جامعان حديث در قرون نخستين اسلام را چنين تصوّر كرد: آنان تقريباً هر چه را كه درباره يك مسأله خاص فقهى يا اخلاقى به دستشان رسيده، گرد آوردهاند و اسانيدى- خواه گزارشى واقعى از نقل يك روايت در طول تاريخ باشد و خواه كما بيش «دستكارى شده»[١]- فراهم آوردهاند تا معيارهاى شخصى ايشان را برآورده سازد. اگر اوضاع آن گونه كه من در اينجا توصيف كردهام، مقبول نباشد، اين پرسش منطقى بىجواب ميماند كه چرا آنان خود را از شرّ بسيارى از روايات متعارض كه جوامع ايشان انباشته از آنهاست، خلاص نكردهاند. مشخص كردن نظر آنان درباره يك مسأله خاص دشوار است. به طور كلّى مىتوان فهميد كه آنان هر اندازه مطلب كه يافتهاند صرفاً جمع كردهاند به جاى اينكه بكوشند با كنار نهادن مطالبى كه در تعارض آشكار با برخى ديگر است، به گونهاى انسجام در موضوعات فقهى و اخلاقى دست يابند. در حقيقت، اگر آنان كوشيدهاند اين تناقضات را از بين ببرند، پذيرفتنى نيست كه در اين كار اين قدر ناكام مانده باشند.
البته فراهم آوردن چيزى فراتر از پارهاى شواهد ضمنى درباره اين موضوع، تقريباً غير ممكن است. ما يادداشتها و توضيحات بخارى را درباره مطالبى كه او نهايتا پذيرفته و ثبت كرده و آنچه كنار نهاده و دور انداخته است، در اختيار نداريم. به گمان من، حكاياتى كه مىگويند وى مطالب صحيح خود را از ميان صدها هزار روايت برگزيده است و او روايات زيادى را «بر مبناى قواعد علم الحديث كنار نهاده است»، گزافهاى مضحك است، اگر نگوييم دروغ محض است كه صرفاً براى افزايش اعتبار خود برساخته است. اگر چنين چيزى اتفاق افتاده بود، حجم مجموعههاى حديثى حاوى «روايات موضوعه» كه نسبتاً قديمىاند، نظير موضوعات ابن جوزى و سيوطى، چندين برابر حجم كنونىشان مىشد.[٢] ما جوامع ديگرى نظير أدب المفرد بخارى در اختيار داريم كه در آنها مطالب بيشترى
[١].Doctored .
[٢]. احتمالًا سخن گفتن از تاريخى بودن مجموعههاى حديثى بزرگى نظير كنزالعُمّال و غير آن كه مربوط به دورههاى بسيار متأخّرترند، حتى بسيار دشوارتر از جوامع حديثى رسمى است، هر چند هيچگاه از نظر دانشمندان مسلمان در كل جعلى معرفى نشدهاند.