حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٨٠ - پنجم
براى اينكه مخالفتش را [با قول او [بيان كند.[١]
هيچ يك از اين موارد، شيوههاى معمول براى دروغپردازان نيست كه ادعاى سماع از استاد بزرگى را داشته و ديدگاههاى خود را به او منسوب ساختهاند.
٤. با آنكه بيشتر نقلهاى عطاء از ابن عباس متضمن «املاء» هاى فقهى سادهاند، روايات معدودى هم با سبك و محتواى كاملًا متفاوت در دست است. من آنها را «داستان» (قصص) مينامم. در اين موارد، عطاء به عنوان شاگرد ابن عباس ظاهر مىشود.[٢] معيارهاى نقد متنى متوجه اعتبار اين دسته از گزارشهايند.
٥. نظر به احاديث نبوى بسيار زيادى كه منابع رجالى مدعىاند ابن عباس آنها را روايت كرده (رقم معمول ١٦٦٠ است)،[٣] شگفتآور است كه عطاء عادتا چنين احاديثى را نقل نمىكند. در روايات نمونه كه من بررسى كردهام، حتى يك مورد يافت نشد.
تمام اين موارد و برخى ملاحظات ديگر نشان مىدهند كه نقلهاى عطاء از ابن عباس كه ابن جُريج آنها را حفظ كرده است و به عبد الرزّاق منتقل ساخته، به طور كلى قابل اعتمادند.
علاوه بر ابن عباس، عطاء تنها ادعاى سماع از معدودى صحابيان ديگر، همچون ابو هريره و جابر بن عبد اللّه دارد[٤] (كه مواردى بسيار نادر با محتوايى مهجور دارند). از سوى ديگر، او از ديگران بدون سماع يا به طور غير مستقيم يعنى از طريق يك مخبر، نقل قول مىكند، حال آن كه ارتباط مستقيم با آنها محتمل يا حتى ميسّر بوده است. با بررسى اين مثالها، مىتوان نتيجه گرفت آن دسته از رواياتى كه عطاء از صحابه نقل كرده و صريحاً ادعاى سماع داشته است- تا زمانى كه خلافش ثابت نشده- بايد اصيل تلقى شوند.
[١]. همان، شماره ١١٧٤٧. براى رأى ابنعباس، نك. شمارههاى ١١٧٦٧- ١١٧٦٩.
[٢]. همان، ج ٧، شمارههاى ١٤٠٢١- ١٤٠٢٢.
[٣]. نك. ابنحزم، أسماء الصحابة الرواة وما لكل واحدٍ من العدد؛ همو، جوامع السيرة، تحقيق احساس عباس و ن. الأسد( قاهره، بىتا)، ص ٢٧٦.
[٤]. نك. عبدالرزّاق، مُصَنَّف، ج ٧، شمارههاى ١٢٥٦٦ و ١٣٦٨٠.