حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٧٩ - پنجم
١. صحابه ١٥ درصد، ٢. قرآن ١٠ درصد، ٣. پيامبر ٥ درصد، ٤. روايات مجهول ٣ درصد، و ٥. معاصران عطاء ٥/ ١ درصد.[١] در ادامه، من صرفاً به بررسى تفصيلىتر دو مورد از اين «مآخذ فقهى» اى مىپردازم كه عطاء بعضا از آن ياد مىكند. صحابه و پيامبر.
صحابه
ابتدا مسئلهاى ريختشناسانه به ذهنم خطور مىكند. نقل قولهاى عطاء از صحابه در «پاسخ» ها (responsa) به گونهاى قاعدهمند، فاقد إسناد و بسيار كوتاهاند. در برخى موارد، اين مطالب صرفاً ارجاعاتىاند مبتنى بر ارتباط شخصى با فرد مذكور يا آگاهى دقيقترى از روايتى درباره او. از طرف ديگر، در سبك «املاء» (dicta) روايات بلندترند و گاه حتى أسانيد هم پديدار مىشوند.
در ميان صحابه، عطاء بيش از همه از ابن عباس نقل قول مىكند. گاه به صراحت مىگويد سخنى را از او شنيده است و گاهى اوقات نه. در خصوص اعتبار نقلهاى عطاء از ابن عباس بايد به نكات زير توجه داشت:
١. در «پاسخ» هاى عطاء، ارجاع به ابن عباس بسيار نادر است (كمى بيش از ٢ درصد) و آنها، در اين سبك، عمدتا ارزش مؤيد دارند؛ يعنى صرفاً در تأييد نظر عطاء اقامه مىشوند، بىآنكه مستقلًا ارزشى داشته باشند. بديهى است كه قاعدتا عطاء بر آن نبوده است تا با استناد به مرجعيت ابن عباس يا هر صحابى ديگر، به ديدگاههاى فقهى خود اعتبارى فزونتر بخشد.
٢. اگرچه در بيشتر موارد، عطاء مستقيماً از ابن عباس نقل قول مىكند و حتى گاهى اوقات تعبير «سمعت» به كار مىبرد، در برخى موارد هم ارجاعات غير مستقيم از او دارد.[٢]
٣. در برخى روايات، عطاء به ابن عباس ارجاع مىدهد، امّا نه براى تأييد، بلكه
[١]. مبناى محاسبه، حجم روايات بررسى شده بوده است.
[٢]. نك. عبدالرزّاق، مُصَنَّف، ج ٦، شماره ١١٠٧٦.