حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٧٧ - چهارم
از او در زمانهاى مختلف هم از او و هم از مخبر ديگرى شنيده است. اختلاف در نقل ممكن است جزيى باشد، امّا مىتواند با تغيير جدى در معنا همراه باشد.[١] مورادى را كه در آنها ابن جُريج نقلهاى متفاوت در يك موضوع را از خود عطاء حفظ مىكند، بسيار دشوار مىتوان با اين فرض كه او اصل اين روايت را به دروغ به عطاء نسبت داده باشد، هماهنگ ساخت. اگر چنين بوده باشد، ابن جُريج متوجه تعارضهايى مىشد كه در خود ساختههاى او وجود داشته است.
علاوه بر اين، او بر تعدادى از آراى فقهى عطاء اين نكته را مىافزايد كه برخى «صحابه پيامبر» يا خلفا نيز اين رأى را داشتهاند. معمولًا او آشكارا اين موارد را به عنوان نكتهسنجىهايى از سوى خودش اظهار مىدارد، بدون اينكه آن را از قول مخبرى بيان كند، در حالى كه يك دروغپرداز دشوار مىتواند در مقابل اين وسوسه مقاومت كند كه عطاء را مرجع اين قول معرفى كند.
٦. در حالى كه اهمّيّت آموزههاى عطاء براى ابن جُريج غيرقابل چشمپوشى است، وى همواره اجازه نمىدهد كه عطاء عالمى فقيه، امّا بدون اشتباه به نظر برسد. اين بر خلاف انتظار ما از جاعلى حرفهاى است كه به دروغ نظراتش يا روايات مشهور را به استادى مهم از گذشتگان نسبت مىدهد. چون تعبير بهترى نيافتم، اين موارد را «اشاراتى به عيوب و كاستىهاى عطاء» مينامم. در ميان اين نقدها، گاه ابن جُريج نسبتهايى چون جهل، ترديد، تغيير رأى و تعارض به عطاء مىدهد.[٢]
تمام معيارهاى شكلى بيرونى و درونى كه گذشت، دليلى است به نفع اعتبار نقلهاى عطاء، آن گونه كه شاگردش ابن جُريج حفظ كرده و در مصنَّف عبد الرزّاق آمده است. على الظاهر اين روايات اصالتا از آن عطاء بودهاند كه مىبايست يكى از مهمترين اساتيد ابن جُريج بوده باشد. منابع رجالى نيز همين نتيجه را مدَلّل كردهاند.
[١]. همان، ج ٦، شماره ١٠٥٣٢، ج ٧، شمارههاى ١٣٦٥٠- ١٣٦٥١، ١٣١٠٧، ١٣١٠٨، ١٣١١٠، ١٣٢١٧ و ١٣٢٢٠؛ ج ٦، شمارههاى ١٠٩٦٢( ١٠٩١٩/ ١٠٩٥١)، ١٠٩٦٩.
[٢]. همان، ج ٦، شماره ١١٥٢٢؛ ج ٧، شمارههاى ١٢٦٥٨، ١٣٦٥٥، ١٤٠٠١ و ١٤٠٣٠؛ ج ٦، شماره ١٠٧٨٠؛ ج ٧، شمارههاى ١١٩٥٤، ١١٩٦٦، ١١٦٨٠، ١٢٩٧٤ و ١٣٣٩١؛ ج ٦، شمارههاى ١١٦٢٠( ١١٦٠٣، ١١٦١٨)، ١١٦٢٧( ١١٦١٠) و ١١٦٤٨.