حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٧٥ - چهارم
كسى را با سؤالى درباره ... نزد عطا فرستادم»[١] چرا او بايد، علاوه بر سؤالات مستقيم بسيار، سؤالات مجهولى را هم ابداع كرده باشد؛ آن هم سؤالاتى كه به دليل مجهول بودن راوىشان، به طور كلى از اعتبار كمترى برخوردارند؟ افزون بر اين، چرا ابن جُريج علاوه بر «پاسخ» ها، اين همه «املاء» از عطا نقل كرده كه دو سوم آنها با عبارت ساده «عن عطاء قال» همراه است؟ كسانى كه تئورى فرافكنى بازتاب يا جعل را بر اساس اين نوع نقلها مطرح مىكنند، بايد اين پرسش را با دقّت بيشترى بررسى كنند. به نظر من، مطالعه سبكهاى نقل دليلى است عليه نظريه [شاخت مبنى بر] جعل صريح.
علاوه بر دو معيار شكلى بيرونى (extrinsic) اعتبار كه عبارتند از معيارهاى مربوط به اندازه و سبك، نشانههاى ديگرى هم هستند كه اعتبار نقل ابن جُريج از عطاء را تقويت مىكنند. من آنها را معيارهاى شكلى درونى (intrinsic) اعتبار مىنامم، چون به تحقيق در اين امر مىپردازند كه ابن جُريج مطالب عطاء را چگونه عرضه مىكند. بنا بر اين سؤالات كليدى اين است كه آيا مىتوانيم تصويرى متمايز از ابن جُريج شناسايى كنيم كه متفاوت از تصوير ابن جُريج از عطاء باشد؛ و اينكه آيا از ابن جُريج، اظهارنظرهايى انتقادى درباره آراى استاديش يا ديگر اشارات شكلى در دست است كه با فرضيه جعل و «به گردنِ گذشتگان انداختن»back -projection در توافق نباشد.
شش گونه مطلب را براى معيارهاى درونى اعتبار پيشنهاد مىكنم. آراى فقهى خود ابن جُريج، تفسيرهاى او درباره روايات منقول از عطاء، نقلهاى غير مستقيم از عطاء، اظهارات ترديدآميز از ابن جُريج، وجود گوناگونى، و گزارش عيوب و كاستىهاى عطاء.
١. عبد الرزّاق نه تنها آراى فقهىاى را از ابن جُريج گزارش مىكند كه وى به راويان متقدّم نسبت مىدهد، بلكه آراى خود او را نيز نقل مىكند. اگر فرض كنيم ابن جُريج جاعلى باشد كه آراى فقهى خود را با اين قصد كه به آنها ارزش بيشترى
[١]. عبدالرزّاق، مُصَنَّف، ج ٦، شماره ١٠٨٢٥؛ ج ٧، شماره ١٣٨٩٣.