حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٠٨ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
شمارهگذارى و زيرعنوان آن با آنچه ونسينك استفاده كرده مطابقت دارد. بنا بر اين يا از بخارى چاپ كرل[١] يا مسلم يا ابن ماجة چاپ محمد فؤاد عبد الباقى يا حداقل يكى از ارجاعات به ابن حنبل را بسته به اينكه كدام مجموعه در دسترستر است، استفاده مىكنيم؛ انتظار داريم كه در جستجوى روايت در هيچ يك از اينها با مشكلى مواجه نشويم. نام صحابى كه به دست آوريم أسامة بن زيد است كه ظاهراً اين روايت را براى أبو عثمان (عبد الرحمن بن مُلّ) النهدى نقل كرده است. تا اينجا كه همه چيز خوب پيش رفته است.
در اينجا طرح اين پرسش به جاست كه. آيا نام صحابى كه از يك جامع حديثى به دست مىآيد لزوما همان است كه در ديگر جوامع حديثى آمده است به گونهاى كه ما را از مراجعه به آنها بىنياز كند؟ پاسخ اين است كه. بله، در اكثر موارد چنين است، زيرا اين پديدهاى خاص در ادبيات روايى اسلامى[٢] است كه پس از ترسيم اولين شبكه [اسناد] با جزئيّات بيشتر شرح خواهيم داد؛ فقط در آن زمان است كه با تحليل وجوه مختلفى كه شبكه به ما عرضه مىكند، مىتوانيم آن طور كه بايد آغاز به كار كنيم. چنانكه به زودى خواهيم فهميد، نظريهپردازى درباره خاستگاه و مراحل تطوّر اسانيد بدون بهرهگيرى از يك ابزار كمكى ديدارى عملى نيست.
حال به جلد نخست مزّى باز مىگرديم؛ در فهرست راهنما كه پيش از متن كتاب آمده (ص ٣١ به بعد مقدّمه مصحح) جاى مُسند أسامة بن زيد را مىيابيم. از اسنادى كه در جامع حديثى مورد مراجعه ما، يعنى ابن ماجة،[٣] يافته بوديم، معلوم مىشود كه نام تابعى در آن إسناد أبو عثمان النَّهدى است. با جستجوى اين شخص در ميان راويان أسامة كه در فهرست جلد اوّل آمده و با علامت* مشخص شدهاند، نكات زير را در مىيابيم:
- كنيهها در ترتيب الفبايى پس از فهرست همه اسامى مىآيند؛ دقيقاً نظير كتابهايى چون تهذيب ابن حجر؛
- أبو عثمان چنانكه بايد در ميان كنيهها فهرست شده است؛ امّا نه با روايت بلكه با ارجاع به اسم آن فرد يعنى عبد الرحمن بن مُلّ؛
[١].Krehl .
[٢].Islamic IadDth Literature .
[٣]. ج ٢، ص ١٣٢٥.