حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣١٠ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
حديثى قرار گرفته و جاى جاى آن خطوطى افقى است كه خواهيم ديد از اهمّيّت زيادى هم برخوردارند. علىرغم اهمّيّت كلى كار مزّى (كه در ادامه روشنتر خواهد شد)، من عمدا اصطلاح «دست به گريبان شدن» را به كار بردهام. زيرا كس ديگرى را- در هر مرتبهاى- سراغ ندارم كه اين شيوه را به كار برده يا حتى گهگاه به آن استناد كرده باشد. در واقع، وقتى خود من براى نخستين بار چشمم به تحفه افتاد، به خاطر دارم كه مىانديشيدم. چه كسى ممكن است تاكنون از يك فهرست محض أسانيد بهرهاى برده باشد؟ حتى يوزف فان اس كه آن را پس از انتشار جلد اوّل، در مجلهOriens ( ش ٢٠، ١٩٦٧، ص ٣١٨ به بعد) معرفى كرده، به روشنى ارزش آن را درك نكرده بود. به عقيده وى، تحليل إسناد غالباً «توقعى بىجا و آزار دهنده»[١] است.
در متن مزّى منابع به اختصار با يك يا دو حرف با حروف سياه چاپى تكرار مىشوند. بدين صورت كه براى بخارى حرف خاء و به دنبال آن نكاح ١٨ آمده است كه تقريباً با آنچه درC يافته بوديم، مطابقت دارد. در آنجا ارجاع به فصل ١٧ بود كه جلد ٣ (كرل) صفحه ٤١٨ است. البته اين بار تقصير از كرل است كه به هنگام شمارهگذارى فصول، سهوا عدد ١٢ را دو بار به كار برده است (ر ك. ص ٤١٥). مقايسه عناوين بابهاى كتاب النكاح كرل با عناوين بابها در كشّاف[٢] مؤيد اين امر است.
بخارى روايت فتنه را با يك رديف تكى[٣] از نام روات (آدم عن شُعبَه) آورده كه به يك خط تيره (-) ختم مىشود. از اين پس اين نوع إسناد را «طريق منفرد»[٤] ميناميم.
[١].Josef van Ess ,Zwischem IadD *
und Theologie, Berlin/ New York, ٥٧٩١, p. VIII.
[٢]. محقّق مزّى، عبدالصمد شرفالدين، همچنين براى كمك به خوانندگان تحفه براى اينكه مطلب مورد نظر خود را در آن و سپس در جوامع حديثى سادهتر بيابند، فهرستى كامل از عناوين فصول كتب ستة و در هر فصل فهرست كاملى از عناوين بابها تهيه كرده است كه همگى به گونهاى شايسته شمارهگذارى شدهاند؛ او اين اثر را، الكشّاف عن أبواب مراجع تحفة الأشراف بمعرفة الأطراف نام نهاده است كه براى استفاده همزمان تحفة و جوامع حديثى كاملًا ضرورى مينمايد؛ ر ك.EI ٢ ، مدخل« مزّى».
[٣].Single row .
[٤].Single strand .