حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٠٩ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
- شماره ٦ كه پس از نام او آمده مشخص مىكند كه روايت فتنه مورد نظر ما بايد يكى از شش روايت باشد، چنانكه پس از بررسى نيز به بيش از آن دست نمىيابيم.
سپس با وارسى صفحه ٤٧، نخست متوجّه مىشويم كه صفحه ارجاعى در فهرست بايد ٤٨ باشد- اشتباه چاپى جزئى كه خوشبختانه در اين چاپ رخ نمىدهد. در ادامه با مطالعه اولين طرف (ش ٩٨، براى اين اصطلاح پاورقى بعدى را ببينيد) مىفهميم كه اين مورد شباهتى به روايت فتنه مورد نظر ما ندارد، بنا بر اين جلوتر مىرويم و به نظر مىرسد كه خيلى زود به پايان كاوش خود رسيدهايم! ش ٩٩ در صفحه ٤٩، جلد اول مزّى، عبارت كامل روايت[١] را چنان كه درC يافته بوديم، ذكر مىكند.
ذيل شماره ٩٩ به اختصارات منابعى كه مزّى آن روايت را در آنها يافته برمىخوريم و نخستين چيزى كه نظر ما را به خود جلب مىكند اين است كه مزّى، نسائى را نيز با حرف س به عنوان يكى از منابع نام مىبرد؛ در حالى كه نسائى درH وC ذكر نشده است.[٢] در اين مورد، نبود حتى يك ارجاع درH وC به نسائى، كاستى اين كتابها محسوب نمىشود- هر چند از اقبال بد هنگامى كه زياد به اين كتابها مراجعه مىشود، غالباً اين گونه موارد سر بر مىآورد- بلكه اين امر ناشى از آن است كه روايت مذكور فقط در السنن الكبرى نسائى آمده كه هنوز در دسترس نيست[٣] و در المجتبى- نام كاملتر كتابى كه ما به سنن مىشناسيم- موجود نيست.
اينك به مرحلهاى رسيديم كه بايد بياموزيم چگونه با متن مزّى دست به گريبان شويم؛ متنى كه در بادى امر فهرستى خسته كننده و ظاهراً بيمعنا از اسامى به نظر مىرسد كه بينابين آنها ارجاعاتى مشخص و گاه نه چندان مشخص به فصول جوامع
[١]. در اين مورد، روايت به طرف تقليل نيافته زيرا به قدر كافى كوتاه بوده است.« طرف» اصطلاحى تخصصى است كه به عبارت نخست يا بريدهاى از حديث يا سخن مهم يا شعارى كه در يك روايت آمده، اطلاق مىشود كه به وسيله آن روايت به راحتى شناخته مىشود؛ گاهى اوقات از نام يك شخص كه در روايت نقش اصلى را داشته براى شناسايى آن استفاده مىشود، نظير روايت مشهور أنجَشَة كه پژوهشى جداگانه را مىطلبد.
[٢]. براى اطّلاع از اختصارات مختلفى كه مزّى به كار برده به خط زيرين هر صفحه مراجعه كنيد.
[٣]. محقّق كتاب مزّى تحقيق كبرى را آغاز كرده است ولى بنا به اطّلاع من فقط جلد نخست آن حاوى كتاب الطهارة چاپ شده است( بمبئى، ١٩٧٢).