حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٨٥ - سوم
سوم
نقل است كه نخستين بار فرمان تدوين رسمى حديث را خليفه اموى، عُمَر بن عبد العزيز (حك. ١٠٠- ١٠٢ ق) صادر كرد، «چه بيم آن مىرفت حديث از ميان برود و حاملان آن نيز از دنيا بروند».[١] پيشتر برخى از حاكمان اموى از جمله مروان اول[٢] (حك. ٦٥- ٦٦ ق) و به ويژه پدر عُمَر بن عبد العزير، يعنى عبد العزيز بن مروان (م ١٠٤ ق) درخواست كتابت و جمعآورى حديث را مطرح كرده بودند.[٣]
پس از مرگ خليفه دوم (عمر بن خطاب) وضعيت به گونهاى اساسى تغيير كرده بود. معدودى از صحابه يا شايد هيچ كس از ايشان باقى نمانده بود كه توان ارائه احاديث را در مرأى و منظر عموم داشته باشد و اين احاديث براى امويان دردسرساز نباشد. از سوى ديگر، تنقيح (و تدوين) احاديث با حمايت امويان تنها در جهت علايق حاكمان مىتوانست انجام پذيرد، گو اينكه- همانگونه كه حديث نيز آمده- كاملًا محتمل است انگيزههاى دينى براى افراد درستكارى مانند عُمَر بن عبد العزيز مهمترين عامل و محرّك بوده است. بدينسان، اگر گزارشهاى سنّتى صحيح باشد، عمر بن عبد العزيز همان نقشى را براى [حفظ] حديث ايفا كرد كه عثمان (حك: ٢٣- ٣٥ ق) براى قرآن انجام داد.
نخستين عالمى را كه از سوى عُمَر بن عبد العزيز مأموريت يافت، ابو بكر بن عُمَر بن حزم (م ١٢٠ ق) دانستهاند؛[٤] با اين حال، معروف است كه كار تكميل و انجام نهايى اين وظيفه را ابن شِهاب [٢٢٨] زُهرى (م ١٢٥ ق)، از عالمان مدينه بر عهده
[١]. ابنسعد، ج ٢، جزء دوم، ص ١٣٤؛ خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ١٠٥- ١٠٦؛ ابنعبدالبر، جامع، ج ١، ص ٧٦؛ دارمى، سنن، ج ١، ص ١٠٤؛ نيز نك. دو كتاب نبية عبّود و فؤاد سزگين در زير:
. ٢٨١, I, SAG,. ff ٢٥, II, seidutS, ttobbA. N
[٢]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٤١؛ ابنسعد، ج ٢، جزء ٢، ص ١١٧؛ دارمى، سنن، ج ١، ص ١٠١.
[٣]. ابنسعد، ج ٧، جزء ٢، ص ١٥٧؛ نيز نك. سزگين،GAS ، ج ١، ص ٦٢- ٦٣.
[٤]. ابنسعد، ج ٢، جزء ٢، ص ١٣٤؛ نيز نك. سزگين،GAS ، ج ١، ص ٥٦- ٥٧.