حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٠١ - ١٢ گرايش هاى مانوى در روايت«آكلة الخضر»
«ه» و «ط» دارند كه پيامبر ٣ بار بر بند ٧ تأكيد مىكند كه. «خوبى نمىتواند چيزى جز خوبى پديد آورد». چنين تكرارى، امرى شناخته شده در كلمات نبوى است كه به وضوح در روايت زير نشان داده شده است. «هنگامى كه او كلامى مىگفت، سه بار آن را تكرار مىكرد تا ديگران آن را كاملًا بياموزند»[١]. گونه «ج» اين تكرار سهتايى را ندارد، امّا نبودش به هيچ وجه در متنى اين شكلى غير عادى نيست. حتى احتمال دارد كه تكرار عبارت در بند ٧، ويژگى مختص به قديمىترين گونه روايت مورد بحث باشد.
بند ٩ هم به طور كامل در گونههاى «ج»، «ه» و «ط» وجود دارد، البته با يك اختلاف كوچك متنى در پايان، كه آن نيز مهم است، زيرا در گروه چهارم هم همان تفاوت وجود دارد، يعنى «ثمَّ عادت وأكلت» (سپس دوباره شروع به خوردن كرد) به جاى «ثم رتعت». گروههاى سوم و چهارم هم از اين جهت كه فعل «اجترّت» (نشخوار كرد) به رفتارهاى «آكلة الخَضِر» (علفخوار) اضافه شده است، با يكديگر مشابهاند.
بندهاى ١٠ و ١١ كوتاهتر از آن چيزى است كه در گروه اول است. بند ١٠ در اين جا چنين است. «پس اين ثروت علف نرم است. چنان چه كسى به اندازه حقش از آن بردارد و آن را جايى صرف كند كه حقا بدان تعلق دارد، ياور (معونه) خوبى است». و بند ١١. «اما آن كه به نامشروع از آن بردارد، چونان كسى است كه مىخورد بىآنكه سير شود». لازم به يادآورى است كه در گونه «ه» بندهاى ٤، ٥ و ٦ وجود ندارد.
شواهدى كه از إسناد گروه سوم بر مىآيد آزار دهنده است. در دو گونه «ج» و «ه»، به عنوان قديمىترين راويان پس از [أبو سعيد] خُدرى، عطاء بن يسار هست كه نام وى در دو گروه قبلى هم آمده است، سپس زيد بن أسلم (متوفاى ٧٥٣- ٧٥٤ م)،[٢]
[١]. بخارى، صحيح، ج ١، ص ٣٦؛ همچنين نك: ا. ج. وِنسينك و ديگران. المعجم المفهرس لألفاظ الحديث النبوى.
Concordance et indices de la tradition musulmane)
لايدن، ٨٨- ١٩٣٦)، ذيل ماده« ثلاث»، ج ١، ص ٢٩٧.[ سال چاپ كتاب ونسينك در متن اصلى اشتباه آمده است. صحيح آن چنين است. ١٩٣٩- ١٨٨٢( ويراستار)].
[٢]. ابنحجر، الإصابة، شماره ٩٣٦٥.