حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٩٩ - چهارم
معقول و محتمل نيست كه حاميان سنّت مكتوب را در شمار فرق خاص «كلامى» در قرن دوم جاى دهيم. اينان ظاهراً افرادى عملگرا (پراگماتيست) بودهاند كه چون «صحيفههاى» ارزشمندى در اختيار داشتند، يا آنكه حافظهاى ضعيف داشتند، يا به هر دليل ديگرى، حاضر نبودند در بازى نقل روايت از حفظ شركت كنند. در اين موضع، آنان اسلاف كسانى مانند احمد بن حنبل بودند. وى بارها به بيان ماهيت مشكوك اين روش پرداخت.[١] از اواسط قرن سوم هجرى به بعد، ما عراقيان را نيز در ميان ايشان مىيابيم، آنها به انتشار احاديث موافق با حديث مكتوب به نقل از راويان مشترك بسيار متأخّر مىپردازند، بدين ترتيب الخصيب بن جحدر بصرى[٢] (م ١٤٥ ق) ابتدا به انتشار اين حديث نبوى مىپردازد كه حضرت به مردى كه از حافظه ضعيف خود شكايت مىكرد، فرموده است، [٢٧٣] «حافظه خود را با دست راستت يارى ده».[٣] پيش از اين، ناقدان مسلمان به اين حديث به ديده ترديد نگريسته، آن را جعلِ الخصيب دانسته بودند.[٤] ناقدان حديث وى را كاذب معرفى كرده بودند.[٥] كاملًا محتمل است كه حمايت وى از سنّت مكتوب، با اتكا و استناد به حديث نبوى، براى او در بصره قرن دوم بسى نام و شهرت به ارمغان آورده، چرا كه با اين همه، بصره همچنان به شدت با نگارش حديث مخالفت مىكرد.
پنج حديث وجود دارد كه در متن آن آمده است. «قَيِّدوا العلمَ؛ حديث را بنگاريد». اين قول را به پيامبر[٦]، به امام على[٧]، عبد اللّه بن عباس[٨]، أنس بن
[١]. نك. همين مقاله، ص[ ٢٢٠- ٢٣٣].
[٢]. ذهبى، ميزان الإعتدال، ج ١، ص ٦٥٣؛ ابنحبان بُستى، كتاب المجروحين، من المحدثين والضعفاء والمتروكين، تحقيق محمود ابراهيم زائد( حلب، ١٤٠٢ ق)، ج ١، ص ٢٣٨.
[٣]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٦٥- ٦٨، نيز همين مقاله، پيشتر، ص[ ٢٢٢].
[٤]. ذهبى، ميزان الإعتدال، ج ١، ص ٦٥٣.
[٥]. همان.
[٦]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٦٨- ٧٠، نمودار ج- ٢.
[٧]. همان، ص ٨٩- ٩٠.
[٨]. همان، ص ٩٢.