حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٨٣ - ٧ قدمت و خاستگاه إسناد
هيچگاه «باب» را به اين معنا به كار نبرده است. و دست آخر اينكه «إسناد» به معناى لغوىاش، همان «أشمَختا» ى عبرى را تداعى مىكند. أشمَختا در يهوديت يعنى تكيه كردن يك سنّت بر آيهاى در عهد عتيق كه در آن آيه، به اين سنّت اشارهاى بيابيم.
تا اينجا اسلام و مسلمانان را صرفاً طرف گيرنده به شمار آورديم؛ امّا در روى ديگر سكّه ممكن است پس از اقتباس كلّيّت نظام إسناد از ادبيّات سنّت يهودى، چنين نظامى از طريق مدرسه إسناد اسلامى به سنّت يهودى بازگشته باشد. از همين رو، به رغم فراوانى اسامى راويان در متون تلمودى، هيچ كس در آنجا تا پيش از دوران اسلامى تلاشى نكرده بود كه اسامى راويان و ناقلان [در سنّت يهودى] را نظم و ترتيب تاريخى بخشد. قديمىترين تلاش به جا مانده براى تنظيم تاريخى نام راويان، سِدرِ تنّائيم و أمورائيم است كه بعد از سال ٨٨٥ ميلادى تدوين يافته است.[١] پس از آن، نامه گائون شريرا در ثلث آخر قرن نهم ميلادى تأليف شده است. از سوى ديگر، تاريخِ قديمىترين مكتوب عربى در باب نقد إسناد به حوالى نيمه قرن هشتم ميلادى بازمىگردد.[٢] از آنجا كه آثار يهودى فوق در مناطق اسلامى نگاشته شدهاند، معقول است بگوييم يهوديان اين دوره، در اين توجّه تاريخى وامدار و تأثير يافته از مسلمانان بودهاند.
[١]
. Moritz Steinschneider, Die Gesch ichtslit eratur der Juden in Druckwerken und Handschriften) Frankfurt, ٥٠٩١(, I, ٢١, ٣٢.
[٢]
. Otto Loth," Ursprung und Bedeutung der TabaqAt, vornehmlich der des Ibn SaYd", ZDMG ٣٢) ٩٦٨١(, ٧٠٦; Sachau," MUsA ibn ukba," ٤٩١.