حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٨١ - ٧ قدمت و خاستگاه إسناد
است كه تنها آرا و نظريات فقهى حقوقى است كه با اين روش مطرح مىشده است، به جز اين منقولاتى با مباحث بسيار متنوع و نيز نقل حكايات و ماجراها نيز هست كه مورد اخير با بحث كنونى ما ارتباطى وثيق مىيابد. راويان اين اخبار تنها از صنف عالمان نيستند، بلكه در ميان آنها افرادى از طبقات مختلف اجتماعى و به ويژه در نقل حوادثى كه در خانوادهها رخ داده است، زنان را مىيابيم. مثلًا در داستان سرنوشت جسد ربى اليعازر چنين آمده است: «ربى شموئيل بر نحمنى مىگويد مادر ربى جاناتان برايم نقل كرد كه همسر ربى اليعازر به او گفته است: ...»[١] نمىتوان نمونهاى مشابه با اين نقل، نزديكتر از- فى المثل- سخنان منقولتر از عائشه تصور كرد.
كم نيستند جملاتى كه اين عمل را در امر آموزش و مدرسه، نظراً تشويق مىكنند. اين جمله را مكرّراً نقل مىكنند كه «هر كه سخنى را همراه با ذكر نام نخستين گوينده آن بگويد، عالَم را به نجات رهنمون ساخته است.»[٢] در تأييد اين سخن، مىافزايند كه[٣] روزى ربى جاناتان از اين كه ربى اليعازر روايتى را بدون ذكر وى در سلسله سندش در مدرسه خواند، خشمگين شد. بر اينها بيفزاييد كه از همگان مىخواستند سرسختانه هر روايتى را به قديمترين مرجع ممكن برساند: «اگر مىتوانيد سند روايتى را تا خود موسى عقب بريد، حتماً اين كار را بكنيد.»[٤] حس مسئوليت ناقلان روايات و اقوال همواره مورد بحث و جدل بوده است. «كسى كه روايتى را براساس سخن كسى كه نخستين بار آن را گفته است، نقل كند بايد خود را در برابر گوينده اصلى حاضر بداند.»[٥] مىگويند فردى كه نامش را به عنوان منبع روايت منقول بردهاند، حتى پس از مرگش بسى خشنود ميماند. حس خشنودى وى را چنين توصيف مىكنند. «آن كه در اين جهان نامش را در شمار راويان سخنى آورند، گويى چنان است كه در قبر خود لبانش را در بيان آن جمله حركت
[١].BAbA mesDY a ٤٨ b .
[٢].Abot VI .٦ et passim .
[٣].YebAm t .
[٤].Yerush .Qiddushin ١٦ a et passim .
[٥].Ibid .