حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٧٤ - يكم
جايى كه نوشتههايشان بالغ بر چندين مجلّد مىشده، آنها را يادداشتهاى شخصى (هيپومنماتا) معرفى كنند.
روشن است كه استفاده از يادداشتهاى شخصى (هيپومنماتا) در ملأ عام تا مدّتهاى طولانى در عراق قابل قبول نبود. از همين رو، كتب «اوائل» اطّلاعاتى در باب عالمانى ثبت و ضبط كردهاند كه نخستين بار از كتابهاى خود آشكارا در حضور ديگران براى توثيق روايات منقول بهره بردهاند. اينان عبارتند از. روح بن عُبادة بصرى (م ٢٠٦ ق) و أبو اسامة (حمّاد بن اسامة) كوفى (م ٢٠٢ ق).[١] از سوى ديگر، نقل است كه سُفيان بن عُيَينة (م ١٩٦ ق) در پاسخ به اين درخواست كه به او مىگفتند «كتابهايت را نشان ده»، چنين مىگفت. «من هر چيزى را در حافظهام بسيار صحيحتر از كتابهايم نگه مىدارم».[٢]
وقتى بغداد، مركز خلافت، در محوريت علم حديث و به طور كلى علوم اسلامى بر شهرهاى بصره و كوفه پيشى گرفت، به تدريج مردم از اين روش كه احاديث را از بر بخوانند پرهيز كردند. از ميان محدّثان بزرگ بغداد در نيمه اوّل قرن نهم ميلادى (/ سوم هجرى)، يعنى على بن المدينى (م ٢٣٥ ق)، يحيى بن مَعين (م ٢٤١ ق)، و احمد بن حنبل (م ٢٤١ ق) تنها على بن المدينى، كه از قضا از بصره آمده بود، اين روش را ادامه داد. در مقابل، احمد بن حنبل چندان به اين امر اعتنا نداشت. فى المثل وى مىگفت حديث عبد الرزاق از مَعمَر بن راشد را- كه در يمن مىزيسته و به جد از كتابهايش استفاده مىكرده است (نك. همين مقاله، پيشتر)- بر حديث بصريان ترجيح مىدهد؛ چه اينان به دليل تكيه بر حافظهشان، گرفتار خطا مىشوند.[٣] از سويى ديگر، نقل است احاديثى كه مَعمَر در بصره روايت مىكرد، خطاهايى در بر داشت (زيرا وى در آنجا از حفظ نقل مىكرد).[٤]
[١]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٣، ص ٢٥٤.
[٢]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٤، ص ١٠٧.
[٣]. همان، ج ٦، ص ٢٧٩.
[٤]. همان، ج ١٠، ص ٢١٩.