حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢١٤ - چهارم
كه عبد اللّه بن عمرو، راوى اصلى، خود آن را پخش كرده باشد، همچنان كه قبلًا إسناد از او شاخه شاخه شده است. امّا بيشتر زنجيرههاى ديگر كه با عبد اللّه بن عمرو آغاز مىشوند (يعنى به عمرو بن شعيب ختم نمىشود) فقط به صورت پراكنده روايت شدهاند و گهگاه افرادى ناشناس در آنها قرار گرفتهاند. بنا بر اين مىتوان آن را به منزله روايتى غير اصيل كنار نهاد. با اين همه، اين امر لزوما درباره زنجيرة يوسف بن ماهك عن عبد اللّه بن عمرو كه يحيى بن سعيد القطّان حلقه مشترك (يا حلقه مشترك فرعى) آن است، صادق نيست. اين زنجيره را مىتوان در ابن أبى شيبة[١] و ابو داوود[٢] يافت. به نظر من بسيار بعيد است (هر چند مُحال نيست) كه يحيى بن سعيد القطّان (در مقام حلقه مشترك يا حلقه مشترك فرعى) اين إسناد را جعل كرده باشد. در اين حالت، دليل او مىتوانسته جايگزين كردن اين إسناد «ضعيف» (كه تنها بر نقل مكتوب متكى بوده است) عمرو بن شعيب عن أبيه الخ با إسنادى «بهتر» باشد (كه او آن را سماع كرده است). در مقابل اين كه يحيى را جاعل بدانيم، با اين واقعيت در تضاد است كه يحيى خود با فحواى اين حديث مخالف است، چرا كه او عالمى بصرى است و موضعش نسبت به كتابت حديث شكاكانه است. از اين رو، بسيار بعيد است كه او إسنادى «بهتر» را براى اين حديث جايگزين كرده باشد.
آنچه بيشتر به نظرم محتمل است به قرار زير است: عبيد اللّه بن أخنس، شيخ يحيى،[٣] كه اظهار داشته اين حديث را از وليد بن عبد اللّه بن أبى مُغيث[٤] شنيده است، خود نيز شاگرد عمرو بن شعيب بوده است.[٥] منتقدان بصرى حديث او را به ارتكاب اشتباهات بسيار در احاديث متهم كردهاند.[٦] در نتيجه كاملًا احتمال دارد كه در مورد اين حديث، او به جاى راوى صحيح يعنى عمرو بن شعيب- عمداً يا از
[١]. مُصنَّف، ج ٩، ص ٤٩، شماره ٦٤٧٩.
[٢]. سنن، ج ٣، ص ٤٣٤، شماره ٣٦٤٦.
[٣]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٧، ص ٣.
[٤]. همان، ج ٩، ص ١٢٣.
[٥]. همان، ج ٧، ص ٣.
[٦]. ابنحبّان در ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٧، ص ٣.