حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٢٠ - جهت دوم
پيامبر. «نه.»
سعد. «مىتوانم يك سوم از آن را وصيّت كنم؟»
پيامبر. «يك سوم، و يك سوم سهم زيادى است.»[١]
گرچه سلسله راويان اين نسخهها متفاوت است، امّا ظاهراً هر سه به يك گونه تطوّر طولى تعلّق دارند. هر سه نسخه شامل پرسش سعدند كه «آيا مىتوانم همه داراىام را وصيّت كنم؟» و هر سه جزئيّاتى از موافقت تقريبى محمّد [ص] با وصيّت يك سوم را دربردارند، و از اينرو، حكم فقهى موردنظر را دقيقتر از آنچه در نسخههاى ٥ و ٦ مشاهده مىشود، عرضه مىدارند. نسخه ٨ در مقايسه با نسخه ٧ احتمالًا در مرحلهاى متأخّر از سير تطوّر قرار مىگيرد، چه اين نسخه در قالب اول شخص بيان شده است. حذف اشاراتِ مربوط به بيمارى سعد در نسخه ٨ چندان حساس نيست،
زيرا فعل «عادَ» به معناى «عيادت از فرد بيمار» است. نسخه ٩ با افزودن انگيزهاى براى پرسش، «من فقط يك دختر دارم» تحوّل به مراتب بيشترى را مينمايد. با اين همه، روشن نيست كه آيا اين عبارت بدين معناست كه اين دختر تنها كس از بستگان سعد است، يا تنها فرزندش، يا تنها وارثش.
پيشتر در تاريخ نقل اين حديث ملاحظه كرديم كه دو دسته از تحوّلات عرضى اشاره شده (نسخههاى ٢، ٣ و ٤ از يك سو و نسخههاى ٥، ٦، ٧، ٨ و ٩ از سوى ديگر) از طرق مختلفى با يكديگر پيوند يافتند. خاطره در نسخه ١ به نحوى جسته گريخته تكرار مىشود، و نقش واسطى بىثمر را ايفا مىكند كه عناصر مختلف را كه به صورت متونى مركب ولى نامربوطند، به هم پيوند دهد. اگر اين كوشش براى پيوند را تحوّل عرضى سوم بناميم، در چارچوب آن دو حركت طولى بلند مىيابيم كه بر مسأله اصلى متن استوار شدهاند. در يكى مسأله هجرت صحابه پيامبر است كه تقريباً از بقيه نكات مهمتر است و در ديگرى وصيّت سعد آشكارا در اولويّت قرار دارد.
[١]. ابنحنبل، ج ١، ص ١٧٢- ١٧٣.