حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٠٧ - چهارم
[٢٤٤] شرح نمودارها
نمودارهاى صفحات پيشين إسنادهاى بسيار مهمى را نشان مىدهد كه در اين مقاله بنا بر تجزيه و تحليل شاخت/ يُنبُل مورد بحث قرار گرفته است. اين روش خاص تجزيه و تحليل إسناد را به اين دو نفر مىخوانم، زيرا يوزف شاخت آن را در كتاب مبادى فقه اسلامى[١] بسط داده و بعدها خوتيره. آ. يُنبُل به كمال رساند و با موفقيت چشمگيرى آن را در كتاب سنّت اسلامى[٢] و مقالهها و سخنرانىهاى بعدى در همين موضوع به كار گرفته است. با اين همه، بايد تأكيد كنم كه ديگر محقّقان، يعنى يوزف فان إس و مايكل كوك، نيز به خوبى اين روش را به كار گرفته و اعتلاى بيشتر بخشيدهاند.
نقطه آغاز براى تجزيه و تحليل إسناد، بنا بر اين روش، عبارت است از حديثى واحد كه در مجموعههاى حديثى متعدد آمده است. تا حد ممكن تمامى إسنادهاى موجود اين حديث جمعآورى و مقايسه شده و در نمودار ارائه گرديده است. در روش ارائه ينبل، كه يكى از روشهاى مطالعه اخير بوده، پيامبر در مقام قديمترين راوى و راوى اصلى، در انتهاى زنجيره قرار گرفته است، در حالى كه راويان بعدى در رديفهاى بالاتر قرار گرفتهاند. فلشها نحوه انتقال حديث را نشان مىدهد. طرق نقلى كه مشكوكند (و موثّق نيستند) يا به تناوب توثيق شدهاند با خطوط منقطع نمايانده شدهاند. به اين طريق مىتوان نشان داد كه در بسيارى احاديث نبوى، سه يا چهار راوى قديمى در تمامى إسنادها (ولو در مواردى متفاوت) يكىاند و شاخههاى إسناد در دورههاى بعد متعدد شده است. بنا بر اين، در روش ارائه ما، نمودارها به شكل درختى است. در موارد مربوط به روايات صحابه، اغلب شاخهبندىهاى إسناد به دورههاى اوّليّه متعلق است. راوى ماقبل شاخهبندى شدن إسناد، به عبارتى ديگر آخرين راوى مشترك، را يُنبُل و شاخت «حلقه مشترك» (
cl
) ناميدهاند. به نظر شاخت «حلقه مشترك» نشان دهنده قديمترين فرد محتمل است كه حديث مىتوانسته از او انتشار يافته باشد. يُنبُل آخرين موارد را كه نمودار درختى
[١]
. Joseph Schacht, The Origins of Muhammadan Jurisprudence) Oxford, ٠٥٩١(, ١٧١ ff.
[٢].Juynboll ,Muslim Tradition ,٦٠٢ ff .