مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٢ - یادداشت اسلام و اقتصاد
کارکنند و به هر اندازه هم احتیاج دارند باید خرج کنند. ممکن است کسی استعداد کارش زیاد و اما احتیاج و عائلهاش کم باشد، یعنی زائد بر مقدار احتیاجش استعداد کار داشته باشد و باید به هر حال هرچه در استعداد دارد کار کند ولو آنکه یک دهم آن را خرج کند و نُه قسمت دیگر باید به صندوق عمومی و ملی یعنی صندوق دولت ریخته شود؛ و ممکن است کار برعکس باشد، یعنی احتیاج بیش از استعداد کار باشد، باید مازاد را از دیگران بگیرد، ولی باید دستگاه اداری ملی یعنی دولت وجود داشته باشد که مازاد را از آن بگیرد و به این بدهد. یک عیب این اصل این است که منجر به استثمار است؛ دیگر اینکه اصل تکثیر ثروت را از بین میبرد و رقابت میدان آزاد مسابقه را از بین میبرد و فعالیت و تکثیر را متوقف میکند. به عبارت دیگر اصل آزادی همان طوری که در اجتماع و سیاست باید محفوظ بماند در اقتصاد نیز باید محفوظ بماند. آزادی شغل و کار در اعلامیه حقوق بشر بدون آزادی در استفاده، بی معنی است.
یکی از چیزهایی که مانع رشد و افزایش ثروت عمومی است تصاحب سرمایههای عمومی به دست مالکین خصوصی است [١]. ممکن است اینها برای حفظ سیاست و سیادت خود فلسفه افقار ملت را عمل کنند و برای اینکه بردگان را در حال بردگی نگه دارند مانع تکثیر و افزایش بشوند و احیاناً مازاد را از بین ببرند. این جهت مربوط است به سرمایه داری.
یکی دیگر از اموری که مانع رشد و تکثیر و توزیع است اشتراک عمومی و اصل «کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج» است که قبلًا گفته شد. پس دو چیز مانع رشد ثروت است: یکی حبس و توقیف مواد اولیه معیشت که عمل سرمایه دارهاست، و یکی حبس و متوقف ساختن فعالیت که عمل اشتراکیون است.
یکی از مشخصات سوسیالیسم را «اداره اجتماع از روی شعور و اراده» ذکر کردهاند و این را از لوازم اشتراکیت سرمایه و کار دانستهاند. به عقیده ما این موضوع از لوازم اشتراکیت نیست. اسلام این اندازه کنترل و حکومت را جایز میداند.
[١] آنچه در احیاء موات و در احتکار و در آیه گنج طلا و نقره آمده است برای همین است.