مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥١ - یادداشت اسلام و اقتصاد
ز. آزادی افراد که خود یک اصل است و همچنین ازدیاد ثروت عمومی که خود اصل دیگر است باید محدود شود به سایر مصالح بشر، یعنی باید منحصر به اخلاق عموم و معنویات بشر باشد.
یکی از اصولی که در اقتصاد باید در نظر گرفت اصل تزیید ثروت ملی و تکثیر تولید است؛ یعنی اقتصاد سالم آن است که جریان ثروت و منابع اولیه به نحوی باشد که بر ثروت که یگانه وسیله مادی و پایهای از پایههای زندگی است بیفزاید و قدرت ملی را در تحصیل وسائل مادی و معنوی زندگی مضاعف کند و این مشروط به دو شرط است: یکی اینکه منابع ثروت آزاد باشد و دچار حبس و توقف نشود؛ دیگر اینکه فعالیت، آزاد و محترم باشد، یعنی ثمره فعالیت به فعال برگردد.
در اینجا دو مطلب است: یکی اینکه تزیید سرمایه ملی یا شخصی به چه نحو و چه کیفیتی باشد؟ به هر نحو شد درست است یا آنکه محدودیتی دارد؟ معمولًا اقتصادیون تمایلات و خواستههای بشر را، ولو خواستههای مصنوعی و انحرافی، سرچشمه درآمد میدانند، ولی اسلام مسئله تقاضا را به هر نحو باشد سرچشمه درآمد مشروع نمیداند، خود تقاضاها را مشروع نمیداند و کنترل میکند و بعلاوه پاسخ گفتن به این تقاضاها را غیر مشروع میداند. ولی مادیون اقتصادی حتی تقاضای نامشروع مثل اعتیاد به مواد مخدر ایجاد میکنند تا راه درآمد خود را باز کنند. اینجاست که زیان انفکاک اقتصاد از اخلاق و معنویت روشن میشود [١].
مطلب دیگر اینکه در تقاضاهای مشروع چه چیزی سبب ازدیاد میشود و چه چیزی مانع ازدیاد میشود؟ هم سرمایه داری و تملک بر منابع اولیه ثروت و هم اشتراک کلی مانع ازدیاد و افزایش ثروت است.
در مسئله ازدیاد، بحث حقوق فرد یا جامعه و یا مسئله استثمار فرد مطرح نیست.
آیا این اصل درست است: «کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج»؟
معنیاش این است که همه مردم مانند اعضای یک پیکر به هر اندازه میتوانند باید
[١] ولی در واقع و بالمآل و از نظر زمان نامحدود، اقتصاد از اخلاق غیرقابل انفکاک است.