مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٧ - ارزش اضافی
صفحه ٥١:
تجزیه و تحلیل قانون اساسی ارزش به ما ثابت کرد که بهای کالا در جریانات نوسانات خود آنقدر بالا و پایین میرود تا خود را با سطح ارزش و یا «زمان اجتماعاً لازم» که برای تولید آن کالا به کار رفته است هم سطح نماید. در پیش دیدیم همینکه بهای کالایی به جهاتی از سطح ارزش آن کالا بالاتر میرود، تولیدکنندگان از جهت سود فراوانی که در تولید آن کالا میبینند در تولید آن کوشش بسیار میکنند و به قدری تولید آن کالا افزایش مییابد تا دوباره بهای آن از سطح ارزش پایینتر بیفتد. بدین جهت تولیدکنندگان از تولید آن دست برمیدارند و به تولید کالاهای دیگر میپردازند. این تغییرات بها که با جزر و مدّ سرمایه است آنقدر ادامه خواهد داشت تا بها و ارزش کالا با هم مطابقت کنند.
در اینجا از قانون عرضه و تقاضا به عنوان یک قانون تعیین کننده ارزش واقعی نام برده شده است. مطابق نظر بالا همیشه قیمت بازار- مگر استثنائاً- قیمت واقعی است، یعنی معادل است با بهای کاری که در آن کالا مصرف شده است.
صفحه ٥٢:
بنابراین نوسانات عرضه و تقاضا نمیتوانند سرچشمه منافع تولیدکنندگان را به ما نشان بدهند، بلکه فقط میتوانند تغییرات غیر مترقّب و موقتی را که در تقسیم این منافع بین تولیدکنندگان پیش میآید برای ما بیان نمایند ... شاید پیدایش این منافع نتیجه آن است که فروشندگان همیشه کالای خود را به قیمتی بالاتر از ارزش آن میفروشند. این فرضیه نیز منطقی و صحیح نیست، چرا؟ برای اینکه هیچ تولیدکننده و یا بازرگانی وجود ندارد که همیشه فروشنده باشد.
جواب این است که این در صورتی است که بازرگان بخواهد از بازرگان دیگر یا از سرمایهدار دیگر بخرد و بعد هم به بازرگان دیگر بفروشد، در صورتی که