مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٠ - ارزش
این نتیجه این عیب حاصل میشود که اگر در حقیقت قبول کنیم ارزش یک کالا به واسطه وقتی که برای تولید آن مصرف شده تعیین میگردد، بنابراین هر قدر کارگر تنبلتر و ناماهرتر باشد البته برای تولید یک کالا وقت بیشتر مصرف میکند و بدین جهت بیشتر ارزش ایجاد مینماید [١] فرض کنیم یک جوراب باف یک جفت جوراب را در شش ساعت میبافد؛ جوراب باف دیگر همان جوراب را در چهارساعت، و جوراب باف سومی همان جوراب را در دو ساعت میبافد. این اختلاف از طرفی به ابزار کار و از طرف دیگر به مهارت و تند وتیزی کار این سه نفر جوراب باف بستگی کامل دارد ... بالنتیجه اگر شرایط تعادل اجتماعی بجا بماند، یعنی عرضه و تقاضا معادل باشند، فقط در این حالت، فرضیه ما- که عبارت از فروش یک جفت مطابق ارزش ذاتی است- صحیح میباشد ...
یکی از مسائل این است که آیا کار یک ارزش ذاتی دارد که قطع نظر از هر قراردادی مساوی است با مقدار معینی کار دیگر و بالاخره با مبلغی پول که معرف آن ارزش ذاتی است؟ و یا ارزش ذاتی وجود ندارد و بالاخره باید با قرارداد و تراضی، ارزشها تعیین شود؟ و اگر ارزش ذاتی در کار هست آیا راهی که در بالا ذکر شد برای تعیین آن کافی است؟ که خلاصهاش این است: «اجتماع تقاضای مقداری معین کار دارد، این مقدار معین را تعدادی کارگر انجام میدهند ولی در زمانهای مختلف. گاهی کار، کمتر از احتیاج است و به پول گزافی به فروش میرسد، و گاهی زیادتر از احتیاج است و به قیمت نازلتری به فروش میرسد. بالاخره نوسانات به آخر میرسد و تعادل برقرار میگردد و قیمت واقعی مشخص میشود. واحد اندازه گیری زمان است. باید دید زمان متوسط که برای هر واحد مصرف شده چقدر است و روی آن زمان قیمت معین میشود.» ایرادی که بر این [بیان] وارد است این
[١] بعلاوه لازم میآید انواع کارها یک قیمت داشته باشد، مثلًا عملگی و حسابداری و شاگرد صنعتگر و شاگرد نانوا، و حال آنکه بعضی از این کارها را بعضی استعداد دارند و بعضی دیگر فاقد این استعداد میباشند؛ یعنی کار را فقط از لحاظ صرف انرژی نباید در نظر گرفت، صرف انرژی در کار هر حیوان باربر هم هست. در کار انسان، عمده، سلیقه و ذوق و استعداد مخصوص است که مردم فطرتاً و طبیعتاً نامتساوی هستند.