مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٩ - ارزش
یا زمانی که در آن زمان باید به کشت گندم بپردازد و آب صرف کند و یا محصول را بردارد غیر از زمان گندم است یعنی زمان بیکاری قهری او از این لحاظ است، یا مثلًا همان کشاورز در روزهای برف زمستان و یا در شبها وقت خود را صرف نخریسی میکند در صورتی که ساعت کارش در صحرا و روی زمین زراعتی مثلًا ده ریال قیمت دارد و ساعت کارش در خانه به عنوان نخریسی یک ریال بیشتر قیمت ندارد. پس کار مجرد یعنی «صَرف انرژی» تعیین کننده واقعی ارزش نیست، مفید بودن نیز عامل خاصی است.
در صفحه ٢٥ تحت عنوان «کار شخصی و کار اجتماعاً لازم» مینویسد:.
گفتیم که ارزش یک کالا به واسطه کار مجرد تعیین میگردد، ولی اگر ما بخواهیم اشکال مختلف کار را بدون دخالت خصوصیات ظاهری آنها با هم بسنجیم واحدی که با آن بتوانیم مقدار کار مصرف شده برای تولید کالا را اندازه بگیریم لازم است. واحد اندازه کار «زمان» است.
این مسئله نیز مهم است که واحد مقیاس کار که ملاک ارزش است چیست؟
فرض این است که کار یعنی صَرف انرژی. ناچار باید بگوییم انرژی را باید اندازه گیری کنیم. اولًا برای ما انرژی قابل اندازه گیری نیست. ثانیاً ممکن است دو نفر محصول واحدی ایجاد کنند و آن که قویتر است انرژی کمتر و آن که ضعیفتر است انرژی بیشتری صرف کند و محصول [دو] انرژی مساوی باشد (مثال افلح که مأمور پف کردن شد). در باب زمان نیز عین این اشکال هست، یعنی کار مساوی را دو نفر در دو زمان مختلف انجام میدهند، زیرا یکی زرنگتر و دیگری تنبلتر است، یکی ماهرتر و دیگری ناشیتر است. لهذا فرضیه «کار متوسط» را که آن را «کار اجتماعاً لازم» نیز میخوانند پیش کشیدهاند.
صفحه ٢٥:.
مثلًا میگوییم دوازده ساعت کار یک نانوا برابر است با هشت ساعت کار یک کفشدوز. در نظر اول چنین به نظر میرسد که هر قدر برای تولید یک کالا وقت بیشتری مصرف شده باشد بایستی ارزش آن بیشتر باشد، ولی از