مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - منطق یا تعبّد
خلاصه اینکه اگر ما راستی میخواهیم این اصل فراموش شده را زنده کنیم باید مکتبی و روشی به وجود آوریم عملی (نه زبانی فقط) و در عین حال اجتماعی (نه انفرادی) و در عین حال منطقی و مبتنی بر اصول علمی علم النفسی و اجتماعی. در این وقت است که صد درصد امید موفقیت هست.
این نکته را هم بگویم در خاتمه عرایضم: غالباً وقتی که اسم امر به معروف و نهی از منکر برده میشود گفته میشود: ای آقا! مگر میگذارند؟! مگر میشود امر به معروف و نهی از منکر کرد؟! موانع زیادی هست.
من برعکس معتقدم که یگانه چیزی که در هیچ زمانی ممکن نیست بهطور کلی جلو آن را گرفت و هیچ قدرتی نمیتواند بکلی از او جلوگیری کند همین امر به معروف و نهی از منکر است. البته اگر مقصود از امر به معروف و نهی از منکر تنها گفتن و جنجال کردن و بعد هم اعمال زور و فشار باشد ممکن است موانعی پیش بیاید، ولی عرض کردم اساس امر به معروف و نهی از منکر نیکوکاری است. مگر ممکن است کسی بخواهد از خودگذشتگی کند و خود را در خدمت خلق خدا قرار دهد، بخواهد خودش خوب باشد و به مردم خوبی کند و آنگاه قدرتی بتواند جلو خوبی خود او یا خوبی کردن او را بگیرد؟! مگر میشود به مردم گفت خوب نباشید و به مردم خوبی نکنید؟!.
به هر حال این است اصل مقدس امر به معروف و نهی از منکر، و آن بود و هست طرز مواجهه ما با این اصل مقدس که کار به اینجا کشیده که نه تنها در جامعه ما متروک شده، در افکار ما نیز مسخ شده و تغییر شکل داده است.
راستی هیچ تاکنون در اطراف این مسئله فکر کردهاید که چرا ما در تاریخ اسلام از هر طبقهای شخصیتهای مبرّز داشتهایم: ادبای بزرگ داشتهایم، حکمای بزرگ داشتهایم، فقهای بزرگ داشتهایم، شعرای بزرگ داشتهایم، وعاظ و خطبای بزرگ داشتهایم و کتّاب و نویسندگان بزرگ داشتهایم، منجمین و ریاضیون بزرگ داشتهایم، سیاستمداران بزرگ داشتهایم، صنعتگران و هنرمندان بزرگ داشتهایم ولی مصلحین نداشتهایم و از این جهت ما خیلی فقیریم. البته کم و بیش «مصلح» در میان ما ظهور کرده اما نه آن اندازه که انتظار میرود، با اینکه ما اصلی در اسلام داریم به نام اصل امر به معروف و نهی از منکر. این اصل میبایست مصلحین زیادی به وجود آورده باشد. البته نباید انتظار داشت که به همان اندازه که مثلًا ادیب یا