مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١١ - مالکیت زمین از نظر اسلام
نظیر اماکن عمومی از مسجد و غیره میباشند که هرکس تقدم پیدا کرد به او تعلق میگیرد. سوم زمینهایی که نه به افراد تعلق دارد ونه به عموم مسلمین، بلکه به ولی امر تعلق دارد. قهراً ولی امر در این گونه زمینها اختیار بیشتری دارد [١]. باید دید اختیار بیشتر او در این زمینه چیست؟.
٤. انفال. اهل تسنن انفال را با غنائم جنگی مساوی دانستهاند ولی از نظر فقه شیعه انفال با غنائم جنگی مغایر است و فقط قسمتی از غنائم جنگی (ما یصْطَفیهِ الْامامُ) است که در ردیف انفال واقع میشود. برخلاف آنچه در جزوه انفال آقای غفوری آمده است، غنائم جزء انفال نیست، غنائم تعلق دارد به شرکت کنندگان در جنگ و میان آنها تقسیم میشود ولی انفال تعلق دارد به ولی امر. انفال نقطه مقابل مملوکات تحصیلی فردی است که یک نفر مسلم یا ذمّی در اثر کارو یا احیاء زمین به دست میآورد، و دیگر مقابل مملوکات کفار است که به غنیمت به مسلمین میرسد؛ یعنی «نقل» است، چیزی است که نه محصول کار کسی است که عملش محترم است و به خودش تعلق دارد، و نه محصول کار کسی است که عملش غیرمحترم است و به استنقاذکننده تعلق دارد. انفال از مختصات فقه شیعه و یک نقطه برجسته از فقه شیعه است. انفال منحصر به زمین نیست، بلکه زمین قسمتی از انفال است، یعنی قسمتی از زمینها قسمتی از انفال را تشکیل میدهند، مثل الْارْضُ الَّتی لَمْ یوجَفْ عَلَیها بِخَیلٍ وَ لا رِکابٍ و اراضی موات و اراضیای که لاربَّ لَها وَ انْ لَمْ تَکنْ مَواتاً.
٥. اول کسی که زمینها را از وضع اصلی در اسلام خارج کرد عثمان بود که «اقطاعات عثمان» در تاریخ معروف است.
[١] این گونه زمینها یا موات است که با اجازه ولی امر باید احیاء شود، و یا محیاة است، از قبیل قطایع ملوک و زمینی که لاربّ لها. اینها نیز با نظر ولی امر باید تقسیم شود و احیاناً خراج گرفته شود. و همچنین است اراضی صلح یا فیئ که لَمْ یوجَفْ عَلَیها بِخَیلٍ وَ لا رِکابٍ.