مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢ - سفته
صورت که کسی جنسی را نسیه به دیگری میفروشد و از طرف سفته میگیرد، مثلًا شش ماهه به مبلغ هزار تومان. به این ترتیب فروشنده باید سر شش ماه پولش را دریافت کند ولی در این فاصله به پول نقد احتیاج پیدا میکند. فکر میکند اگر به جای آن هزارتومان الان نهصدتومان پول نقد بگیرد و در این مدت این پول در گردش باشد سود بیشتری میبرد. سفته را به بانک واگذار میکند که یا میفروشد و یا قرض میگیرد- صورتش را عرض میکنم- و به جای هزارتومان که در چندماه بعد باید دریافت کند، نقداً نهصدتومان دریافت میکند تا بتواند پولش را به جریان اندازد. آیا این درست است یا نه؟.
این کاری است که هم فقها خواستهاند راه حلی برایش درست کنند و هم آقای مهندس بازرگان خواستند راه حلی برایش پیدا کنند. ولی یادداشتهای ایشان که در اختیار من گذاشتند، آنقدر قلم انداز نوشته شده بود که من نتوانستم بخوانم. از خودشان خواهش میکنم که بعد توضیح بدهند.
در راه حلی که فقها خواستهاند پیدا کنند، نخواستهاند ماهیت قضیه را عوض کنند. خواستهاند همین که وجود دارد، به همان واقعیتی که هست، برایش صورت شرعی بسازند.
اول بار آقای حاج میرزا حسن خسروشاهی که تاجر معروفی بود و پدر همین خسروشاهیهاست که حالا خیلی معروف هستند، و مرد درس خواندهای بود، رساله کوچکی به اسم «سفته و سرقفلی» نوشت. ابتدا برد مشهد به آقای میلانی داد.
آقای میلانی آن را تأیید کردند. بعد آقای خویی و دیگران با اندک تغییرات و تصرفی همان را تأیید کردند و این در واقع تأیید همین عملی است که در بانک صورت میگیرد، منتها با تغییر ظاهر دادن و تغییر شکل دادن. ما باید اول اساساً این راه حل را بررسی کنیم که آیا از نظر همان تغییر شکل و صورت دادن، درست است یا نه؟ مطلب دیگر، راه حل دیگری است که ظاهراً شما (آقای مهندس بازرگان) دنبال آن بودید و باید هم دنبال آن بود و آن این است که در اینجا یک نیازی وجود دارد که تاجر احتیاج دارد به یک نوع کارگشایی. تاجر طلبهای نسیهای دارد که حاضر است از مقداری از طلبهای خودش صرف نظر کند به شرط اینکه پول نقدی در اختیار او قرار بگیرد. باید ببینیم آیا میتوانیم با یک کار دیگری این نیاز را رفع کنیم یا مثلًا یک مؤسسهای به وجود بیاوریم که همین کار را برای تاجر انجام دهد