مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢ - پرسش و پاسخ
بهطور کلی بشر در بعضی چیزها اساساً تعلق نظرش روی فرد و شخص است که این در انسان به اوج خود میرسد. یعنی انسان اگر به فردی از انسان تعلق خاطر پیدا کرد، دیگر هیچ فرد انسانی نمیتواند جانشین او بشود. مثل اینکه کسی عاشق زنی میشود. اگر زن دیگری به مراتب کاملتر را بیاورند و بگویند آقا! تو خواهان معشوقی با این اوصاف هستی، ما اوصاف بهترش را به تو میدهیم، چون آن روح به همان زن [تعلق خاطر پیدا کرده] سخت میگوید همان را میخواهم. مجنون همان لیلی خودش را بر کلئوپاترا ترجیح میدهد. یا انسان که فرزندش را دوست دارد، اگر شما بروید بچهای بیاورید هزاردرجه به همه صفات بهتر از او، حاضر نیست بچه خودش را معاوضه بکند. ولی در اموری که به اصطلاح مثلی است، [نظر انسان] جنبه کلی پیدا میکند. مثلًا شخصی یک خروار گندم خراسان میخواهد. یک خروار گندم خراسان فرق نمیکند که این یک خروار باشد یا یک خروار دیگر. یا پارچهای که شما میخرید، فرق نمیکند که این دومترش باشد یا دومتر دیگرش.
قبول است که اسکناسها چون همه ارزش مساوی دارند، نو و کهنهاش و شمارههای مختلفش هیچ فرق نمیکند. ولی شما چطور میگویید که [در مورد اسکناس] هیچ فرقی نیست بین امانت و غیر امانت؟! من از شما سؤال میکنم: اگر شما هزارتومان به یک نفر امانت دادید و این هزارتومان بدون تقصیر گم شد یا سوخت، آیا شما عقلًا حق دارید هزارتومان را از او بگیرید یا نه؟.
- نباید بگیریم.
حالا اگر در این پول تصرف کرده باشد یعنی هزارتومان شما را خودش برداشته و به جای آن، پول دیگری آمده باشد و بلکه چند بار این پول را معاوضه کرده باشد، آیا میتوانید آن را بگیرید یا نه؟.
- بله.
پس [در مورد پول نیز امانت و قرض] با همدیگر فرق کرد. اما فرق امانت دادن پول و غیر پول در این جهت است که در امانت دادن پول اجازه ضمنی به تصرف هست. یعنی وقتی شما هزارتومان را به من امانت میدهید و میگویید این هزارتومان را به پسر من که در فلان شهر است برسان، من از طرف شما اجازه ضمنی [به تصرف در این پول] دارم چون میدانم شما میخواهید هزارتومان به پسرتان برسد و فرق نمیگذارید بین این هزارتومان و هزارتومان دیگر؛ و اگر بین راه