مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - ربا در قرآن و حدیث
وجود داشته، به قول فقها نمیتوانیم جلو اطلاق ادلّه را بگیریم. اگر ادلّه ما اطلاق داشته باشد و به قول آقایان انصراف به یک مورد بالخصوص نداشته باشد، ما باید به اطلاقش عمل کنیم. یعنی تا دامنه قیامت هرچه مصداق برای آن پیدا شود، مصداقهای جدید است نه یک امر جدید؛ همانطور که در باب بیمه گفتیم که بیمه به این شکل در قدیم وجود نداشته ولی ما کلیاتی داریم که آن کلیات، عموم و اطلاق دارد و محدودیتی ندارد. اما یک تعبیراتی در بعضی احادیث خصوصاً احادیث شیعه وجود دارد که آن تعبیرات تا حدود کمی ربا را محدود میکند به همان ربای مصرفی. ولی آیات قرآن به نظر میرسد که چنین نیست. البته از بعضی آیات قرآن میتوان استشمام کرد که نظر قرآن به قرضهایی است که در مورد درماندگان باید داد. چون در بعضی جاها ربا را در مقابل صدقه میآورد: یمْحَقُ اللَّهُ الرِّبوا وَ یرْبِی الصَّدَقاتِ [١]. اما جاهایی هم هست که ربا را در مقابل بیع قرار میدهد و بالخصوص یکی دوجا هست که تعبیر به ظلم میکند. در این موارد اگر نظرش به مبارزه با بیرحمی و قساوت جامعه بود و میخواست بگوید جای رحم کردن است و جای این است که از منفعت و حق مشروعتان بگذرید، دیگر معنی نداشت که تعبیر به ظلم کند بگوید: فَلَکمْ رُؤُسُ امْوالِکمْ لاتَظْلِمونَ وَ لاتُظْلَمونَ. راجع به کسانی که قبلًا قرض ربوی داده بودند قرآن فرمود که همان رأس المالها یعنی عین مالتان را بگیرید.
سودها را دیگر حق ندارید بگیرید. آنوقت لاتَظْلِمونَ وَ لاتُظْلَمونَ نه شما ظلم میکنید با گرفتن سود، و نه مظلوم واقع میشوید با از دست دادن سرمایهتان.
از این تعبیر قرآن به نظر میرسد که اساساً قرآن سود گرفتن از قرض را ظلم میداند. و میدانیم که ظلم یعنی گرفتن چیزی بدون حق و بدون یک مجوّز. البته مجوز طبیعی نه مجوز قانونی. در واقع عدل هم یعنی به هر مستحقی آنچه را که استحقاق دارد دادن. و ظلم تجاوز به حقوق دیگران است. قرآن ربا گرفتن را تجاوز به حق قرض گیرنده تلقی میکند و به قول ما اصلًا نامشروع میداند. آیاتش را در این یادداشتهای قدیم خودم جمع کردهام: سوره بقره آیات ٢٧٤- ٢٨١:
اعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم. الَّذینَ ینْفِقونَ امْوالَهُمْ بِاللَّیلِ وَ النَّهارِ سِرّاً وَ
[١] بقره/ ٢٧٦