مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦ - لااکراهَ فِی الدّین
اوس و خزرج ساکن بودند و مدنیهای اصلی همینها بودند. اینها همه با چند قبیله بزرگ یهود همسایه بودند که این قبیلهها یکی قبیله بنی النضیر بود، یکی هم قبیله بنی قریظه؛ یک قبیله دیگر هم از یهودیها بود که در اطراف مدینه بودند.
یهودیها به اعتبار اینکه مذهبشان مذهب یهود بود و کتاب آسمانی داشتند کم و بیش در میان اینها افراد باسواد پیدا میشد، برعکس خود آن مدنیهای اصلی که بت پرست بودند و باسواد نداشتند و این اواخر چند نفر باسواد در میانشان پیدا شده بود. یهودیها چون به اصطلاح فرهنگ و سطح فکرشان بالاتر بود در اینها نفوذ داشتند. با اینکه مذهب اوس و خزرجیها با مذهب یهود دوتا بود معذلک تحت تأثیر عقاید یهود قرار میگرفتند و گاهی بچه هایشان را نزد یهودیها میفرستادند که درس بیاموزند و احیاناً بچههای اینها که نزد یهودیها میرفتند از مذهب بت پرستی دست برمیداشتند و یهودی میشدند. وقتی که پیغمبر اکرم وارد مدینه شدند یک عده از این بچههای اهل مدینه تحت تربیت این یهودیها بودند و دین یهود را انتخاب کرده بودند و برخی از اینها از دین یهود برنگشتند، پدر و مادرهایشان مسلمان شدند ولی بچهها از دین یهود برنگشتند. وقتی قرار شد یهودیها از اطراف مدینه خارج شوند و مهاجرت کنند، آن بچهها با همکیشان خود راه افتادند. باز پدرها آمدند خدمت رسول اکرم اجازه خواستند بچه هایشان را از این یهودیها جدا کنند و مجبور نمایند که دست از دین یهود بردارند و مسلمان بشوند. پیغمبر اکرم اجازه نداد. گفتند: یا رسول اللَّه! اجازه بدهید اینها را به زور برگردانیم مسلمانشان کنیم. فرمود: نه، حالا که خودشان انتخاب کردهاند با آنها بروند بگذارید با آنها بروند؛ و میگویند این آیه همین جا نازل شد که: لا اکراهَ فِی الدّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی..
آیه دیگر آن آیه معروف است: ادْعُ الی سَبیلِ رَبِّک بِالْحِکمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِی احْسَنُ [١] مردم را بخوان به سوی راه پروردگارت، با چه؟ با زور؟ با شمشیر؟ نه، با حکمت، با منطق، با برهان، و دیگر با موعظه نیک: وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِی احْسَنُ آنها که با تو مجادله میکنند، تو هم به نحو نیکی با آنها مجادله کن. این آیه هم که صریحاً راه اسلام آوردن را دعوت معرفی کرد.
[١] نحل/ ١٢٥