مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩ - ارزش وجدان انسان
ارزش وجدان انسان
توضیحی راجع به بعضی مطالب گذشته میدهم، راجع به آنچه که مربوط به ارزش وجدان انسان [١] (ارزش فکر انسان) است. از نظر مارکسیسم این را از دو جنبه مختلف باید مورد بررسی قرار داد.
یکی از همان جنبه فلسفه تاریخی مارکسیسم، یعنی بنیاد فلسفی تاریخی مارکسیسم که عرض کردیم مارکسیسم یک بنیاد فلسفی دارد و یک بنیاد منطقی. بنیاد فلسفیاش هم یک بنیاد فلسفی جهانی دارد و یک بنیاد فلسفی اجتماعی که قهراً ناشی از آن بنیاد فلسفی جهانی است. بنیاد دیالکتیکیاش (بنیاد منطقیاش) همان منطق دیالکتیک است که در یکی از جلسات درباره آن بحث کردیم. بنیاد فلسفی جهانی آن همان اصالت ماده در تفسیر جهان است و بنیاد فلسفی اجتماعیاش همان چیزی است که از آن به «ماتریالیسم تاریخی» تعبیر میکنند، یعنی اصالت ماده در اجتماع و به عبارت دیگر اصالت جنبههای مادی زندگی در تحولات تاریخ، که شئون معنوی به تعبیری که خودشان میگویند حکم روبنا را دارد. فعلًا اگر ما از همین جهت در نظر بگیریم قهراً مسئله اصالت وجدان فکری بشر متزلزل میشود. خودشان هم این مطلب را قبول دارند نه اینکه انکار داشته باشند، چون طبق این نظریه وجدان هرکسی انعکاسی است از وضع زندگی مادی او به حکم اینکه در اجتماع اصالت از آنِ ماده است و ناچار باید طرز قضاوت هرکسی را در وضع مادی زندگی او جستجو کرد. طبق این فلسفه یک نفر در کاخ و در ویرانه نمیتواند یک جور فکر کند، جبراً دو جور فکر میکند؛ یعنی شرایط زندگی مادیاش آن شرایط باشد یا این شرایط، خیلی فرق
[١] فعلًا مقصودمان وجدان عقلانی یعنی فکر انسان است.