مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٨ - ارزش وجدان انسان
قسمتی از آن را ذکر کرده بود. بیشتر روی آنچه که ماشین بر سر طبیعت آورده تکیه کرده بود؛ آنچه را که ماشین بر سر خود انسان آورده از جنبههای روحی و فکری و انسانیت، بیان نکرده بود و به اصطلاح از جنبههای ضد اومانیستی ماشین یعنی اینکه ماشینیسم ضد اومانیسم است بحث زیادی نکرده بود.) آمارهایی داده بود که در اثر حرکت کشتیها در دریاها و ریختن مواد کثیف در دریاها تا حالا چند هزار نوع حیوان منقرض شده، چقدر از انواع طیور منقرض شده یا در حال انقراض است و چقدر درختها از بین رفته است. بعد مسئله آلودگی هوا را مطرح کرده بود که امروز مطرح است.
به هرحال این مسئله از عوارض ماشینیسم است که باید سرمایه دارها و سوسیالیستها با همدیگر بنشینند یک فکر اساسی برایش بکنند؛ یعنی چنین نیست که اگر سرمایه داری تبدیل به سوسیالیسم بشود دیگر عوارض ماشینیسم به خودی خود از بین میرود.
تئوری وحشتناک
حال برویم سراغ آن امر اول. قبول کردند که در دوره ماشین یک خصوصیتی که برای پرولتاریا وجود دارد این است که او دیگر عامل محرک ماشین نیست بلکه فقط یک مراقب ماشین است.
حالا همین جا [آیا] جای این نیست که یک تئوری وحشتناک به وجود بیاید (لااقل از نظر مارکسیسم خیلی وحشتناک است یعنی بر ضد نظریه مارکسیسم است) و آن این است: ممکن است کسی بگوید همینطور که شما میگویید ماشین با ابزارهای قدیم اختلاف ماهوی دارد و اختلافش در این است که در ابزارهای قدیمْ عامل، مولّد و تولیدکننده انسان بود ولی انسان از ابزار مدد میگرفت، ابزار وسیله انتقال کار انسان از جایی به جایی بود. کارگر اگر بخواهد بدون بیل زمینی را بکند یا جلو آبی را بگیرد خیلی برایش دشوار است ولی وقتی بیل به دستش میگیرد باز هم این کارگر است که این کار را انجام داده اما کارگر آن را به منزله دست مصنوعی خودش قرار داده است. انسان وقتی با دستش کار میکند باز انسان است که دارد کار میکند و لهذا [اشیائی مانند بیل را] آلت یا ابزار مینامیدند؛ میگفتند آلت و ابزار وسیله انتقال نیروی کارگر است به مادهای که مورد عمل است، و این حرف درستی است.
اختلاف ماشین با ابزارهای گذشته این است: بشر آمده چیزی را اختراع کرده که او به جای انسان کار میکند، انسان فقط باید مراقب این کارگر باشد؛ همانطور که در گذشته اگر انسان کار میکرد انسانهایی مراقب او بودند. کشاورز میرفت به دنبال شخم زدن یا درو کردن، زن و دخترش مراقب این کارگر بودند که مثلًا بروند ناهارش را سر زراعت به او بدهند که دیگر مجبور نشود بیاید، یا لباسش را آنها برایش بشویند و وسایل دیگر را آنها برایش تهیه کنند. در واقع او کار