مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢٨ - خصلت خطایابی ذهن
درباره اکثریت جامعه بشری نباید با آنچه که به چشم میبینیم قضاوت کنیم. ما همان زَبَداً رابیاً را به چشم میبینیم. وقتی که انسان وارد متن جامعه بشود، آنهایی که اساساً به چشم نمیآیند و در واقع جامعه را آنها دارند میچرخانند، درمییابد که مسئله به گونه دیگری است. جامعه را چه کسی میچرخاند؟ آن رانندهای که با آن زحمت فرض کنید از مشهد به تهران و از تهران به مشهد و همینطور شهرهای دیگر میرود، جان خودش را روی این کار میگذارد، دائماً هم دارد کار میکند که روزی حداکثر دویست تومان بگیرد، و چه پیریهای زودرسی اینها دارند! حالا آیا باید گفت در وجود اینها شر بر خیر غلبه دارد؟ زندگی را اینها اداره میکنند. این همه کشاورزهایی که در روستاها هستند، در وجود اینها شر بر خیر غلبه دارد؟ اغلب اینها بر آن فطرت پاک اسلامی و انسانی خودشان باقیاند. این همه کارگرهایی که در کارخانهها کار میکنند؛ وقتی که انسان سراغ اینها میرود اصلًا تعجب میکند که در این وضع، او چطور باز توانسته به جامعه و به دین و مذهب خوشبین باشد؟! باز انسان میبیند که همان آدم دغدغه دین و مذهب و ایمانش را در نهایت درجه دارد ... [١] و دارد جان میکند برای اینکه روزی پنجاه تومان بگیرد. اکثریت جامعه را انسانهایی تشکیل میدهند که صلاح بر فساد آنها بسیار غلبه دارد. اگر هم احیاناً فسادی در او هست فسادِ ناشی از جهل و نادانی و قصور است. انسانی است که فقط نادان است، به نحو جهل بسیط نمیداند، او را نمیشود مقصر حساب کرد.
مسلّماً اگر انسان بخواهد انسانهای فاسدی را که در رأس جامعهها قرار گرفتهاند مقیاس قرار بدهد و همه مردم هم صد درصد نمونه آنها بخواهند باشند، امکان ندارد که این جامعه باقی بماند.
- اگر طرفداران باطل در اقلیت هستند چطور ممکن است که ...
استاد: بحث در این نیست که آیا پیروان حق اقلاند یا اکثر، و بعد آن اکثرها به نحو نسبی است یا غیرنسبی؛ آن مسئله دیگری است. بحث درباره این است که آن نظامی که جریان دارد ...
- منظورم این است که آن شاخصها اغلب از باطل بودهاند.
استاد: «اغلب» نیست. آیا واقعاً اغلب شاخصهای تاریخ که شما میبینید فاسد بودند؟
[١] [افتادگی از نوار است.]