مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٤ - ارزش وجدان انسان
اصل تأثیر متقابل
آنها در اصل تأثیر متقابل بیش از این نمیگویند که همه چیز در همه چیز اثر میگذارد؛ یعنی خودشان اینطور بیان میکنند. این اصل تأثیر متقابل مثل همه اصول دیگر باز از هگل گرفته شده.
یک وقت دیگر هم عرض کردیم فلسفه هگل یک فلسفه عقلانی است، یعنی بر اساس انتزاعات ذهن است، منتها چون هگل قائل است که ذهن و عین یک چیز هستند و یک جور عمل میکنند و آنچه را که ذهن انتزاع میکند عینِ همین چیزی میداند که در خارج وجود پیدا میکند، این است که میگوید معقول همیشه مطابق است با موجود؛ هر معقولی موجود است و هر موجودی معقول.
هگل بر اساس آنچه که در معقولات گفته میشود (ما هم میگوییم «اضافات و نسب». در آنجا این بحث مطرح است که آیا اشیاء همه با یکدیگر پیوند دارند، اضافه و نسبت دارند؟) میگوید همه چیز با همه چیز پیوند دارد، اضافه دارد. اضافه معنایی است که شامل- به قول فلاسفه ما- اموری که حتی در خارج هم وجود عینی ندارند میشود، مثل اینکه الآن شما که در اینجا روی این زمین نشستهاید اضافهای با این سقف دارید، سقف اضافهای با شما دارد و آن این است که بالاسر شماست. این خودش یک اضافه است، یک نسبت است. یک نسبت با شما دارد که بالاسر شماست. اگر شما از اینجا بروید بیرون در خیابان، این اضافه دیگر تغییر میکند و سقف بالاسر شما نیست. اگر شما از این پلهها بروید پشت بام، قضیه برعکس میشود، شما بالای سقف هستید، سقف دیگر بالای شما قرار ندارد. ولی این فوقیت اسمش تأثیر و تأثر نیست، یعنی اگر اینجا ما میگوییم نسبتی بر قرار است، این نسبت غیر از علیت است، نه اینکه رابطهای به نام علیت و تأثیر اینجا در کار است.
مارکس و دیگران که آمدند، آن فلسفه ذهنی هگل را در عین اینکه قسمتهایی از آن را قبول کردند قسمتهایی از آن را عوض کردند، آنچه که او به نام همبستگی اشیاء و اضافات میان اشیاء بیان میکرد اینها تحت عنوان «تأثیر» بیان کردند. تأثیر مساوی است با علیت. اگر ما بگوییم تأثیر متقابل یعنی علیت متقابل، اما همانطور که عرض کردم صرف کلمه «علیت متقابل» نمیتواند برای ما دلیلی باشد که زیربنا و روبنا را حذف کنیم، چرا؟ برای اینکه علیت متقابل ممکن است به این معنا باشد که دو چیز یکی علتِ مقدم بر دیگری است و یکی معلول است، یکی به وجودآورنده دیگری است و دیگری به وجود آورده شده از ناحیه اوست، ولی همان که از ناحیه دیگری به وجود میآید روی خالق و آفریننده خودش اثر میگذارد. بنابراین به این شکل حرفشان قابل توجیه است اگرچه خودشان به این بیان مطلب را نگفتهاند. میگویند ما اگر گفتیم تأثیر متقابل، مقصودمان علیت متقابل به معنای اینکه علیتِ این نسبت به آن و علیت آن نسبت به این بهطور مساوی است نبود که بعد بگویید پس مفهوم زیربنا و روبنا از بین میرود؛ نه، مقصودمان از علیت