مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٩ - ارزش وجدان انسان
نظریه فطرت
حال ما میخواهیم ببینیم نقطه مقابل این نظریه چیست، یا به عبارت دیگر میخواهیم ببینیم نظریه خودمان در اینجا چه از آب درمیآید. گفتیم نظریه ما نظریه فطرت است و نظریه خاصی است. در ذیل آیه «فَاقِمْ وَجْهَک لِلدّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَالنّاسَ عَلَیها» [١] آقای طباطبایی یک بحث خیلی خوبی کردهاند ولی متأسفانه مختصر بحث کردهاند، یعنی اگر با توجه به این مسائل بحث میشد [جامعتر بود.] اصول بحث خیلی عالی است، اگر بیشتر رویش کار میکردند و تشریح میکردند خیلی بهتر از آب درمیآمد، ولی اصل مطلب بحثی بسیار عالی است. ایشان راجع به اینکه دین فطری است (نه راجع به اینکه خصوص توحید فطری است، آن را در جای دیگر بحث کردهاند، چون اینجا دارد: لِلدّینِ حَنیفاً) یک بحثی تحت این عنوان طرح کردهاند که در طبیعت به طور کلی هر موجودی که استعداد یک کمالی و یک تکاملی را دارد مجهز است به جهازاتی که با آن جهازات بتواند مسیر خودش را طی بکند، و از یک نوع هدایت [٢] طبیعی و ذاتی در درون خودش برخوردار است به سوی مقصدی که برای آن مقصد آفریده شده است. به عبارت دیگر و به اصطلاحی که امروز زیست شناسها آوردهاند: تکاملِ هدایت شده. بهطور کلی اصلًا تکامل همیشه هدایت شده است. قرآن در آیات متعددی روی این مطلب تکیه دارد که خدا هر موجودی را که آفریده است از خلقتش- یعنی از چیزهایی که به او از نظر وجودی باید بدهد و امکان آن و استعدادِ داشتنش را دارد- به او داده است و او را در همان مسیر خودش هدایت کرده است. اینجا دو مطلب است: یکی اینکه خداوند به هر موجودی آنچه را که لیاقت و امکان و شایستگی آن را دارد داده است؛ یعنی آن نظامی که در درونش دارد. دیگر اینکه آن را برای آیندهاش هدایت کرده است. رَبُّنَا الَّذی اعْطی کلَّ شَی ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی [٣]. دو مطلب است: اعْطی کلَّ شَی ءٍ خَلْقَهُ یک مطلب است، ثُمَّ هَدی مطلب دیگری است. سَبِّحِ اسْمَ رَبِّک الْاعْلی. الَّذی خَلَقَ فَسَوّی. وَ الَّذی قَدَّرَ فَهَدی [٤]. یا آیه ثُمَّ السَّبیلَ یسَّرَهُ [٥]. ایشان به این آیات استدلال میکنند.
انسان در عالم خودش از یک نوع هدایتهای متناسب با ساختمان خودش بهرهمند است. آیه «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّیها. فَالْهَمَها فُجورَها وَ تَقْویها» [٦] نوعِ هدایتی که انسان شده است درآنچه که برای او
[١] روم/ ٣٠.[٢] روی اصل هدایت تکیه شده است.[٣] طه/ ٥٠.[٤] اعلی/ ١- ٣.[٥] عبس/ ٢٠.[٦] شمس/ ٧ و ٨.