مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢ - ارزش وجدان انسان
حیوانها در مضیقه خواهند بود. بعد افرادی را میفرستادند دنبال آب و علف، و هر جا پیدا میکرد خبر میآورد فلان جا مقتضی است برویم آنجا، همه حرکت میکردند میرفتند آنجا. در کلام امیرالمؤمنین هست:«وَ ما کنْتُ الّا کقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ» [١]. «قارب» همان رائدی را میگویند که در شب دنبال آب میگردد. کسی که در شب دنبال آب بگردد و بعد «وَرَدَ» یعنی پیدا کند میگویند «قارب وَرَدَ». به هر حال اینطور زندگی قهراً تحرک ایجاد میکند، ثبات و سکون نیست.
این، شیوه خاص تولید است.
ولی کشاورزی، هم با دامداری هم با صیادی فرق دارد؛ انسان را ساکن میکند برای اینکه وقتی کشاورزی میکند باید در این زمین بذر بپاشد، خود به خود یک نوع وابستگی به زمین پیدا میکند، چون این زمین است که به او محصول میدهد. از اول پاییز که میآیند تخم را میکارند (اگر پاییزی باشد) تا وقتی برداشت میکنند که معمولًا خرداد برداشت میکنند حدود نه ماه طول میکشد. اگر سال دیگر هم از همین زمین بخواهد استفاده کند قهراً در یک محل باید سکنی اختیار کند، تقریباً حالت شهرنشینی برایش پیدا میشود یعنی همان سکونت و آرام گرفتن.
پس شیوه تولید فرق میکند، شکل تولید فرق میکند. همانطور که شکل تولید از نظر انفرادی و دسته جمعی بودن فرق میکند، شیوه تولید از نظر اینکه یک تولیدِ متحرک باشد یا یک تولیدِ ساکن فرق میکند. قهراً به حساب اینها- و خواهند گفت- روی سایر قسمتها اثر میگذارد. این هم کلمه «وجه تولید» که ظاهراً شیوه تولید هم چنین چیزی است.
٤. روابط تولیدی
و اما کلمه «روابط تولیدی» یا «مناسبات تولیدی». ظاهراً مقصود از «روابط تولیدی» روابط حقوقی است بر اساس مواد تولیدی، روابط حقوقیای که بر اساس مواد تولیدی برقرار میشود.
مثلًا در دورهای که اینها نام آن دوره را «دوره اشتراکی» میگذارند، روابط حقوقی تولیدی روابط اشتراکی است یعنی بر اساس مالکیت دسته جمعی است. مالکیت دسته جمعی یک نوع خاص رابطه تولیدی است. بعد که دوره کشاورزی پیش میآید دوره مالکیت خصوصی آغاز میشود. از آن زمانی که بشر به وسیله کشاورزی یا به وسیله دامداری قدرت پیدا میکند که بیش از میزان احتیاج خودش تولید کند و قدرت ذخیره پیدا میکند مسئله مالکیت خصوصی به وجود میآید. اینجا رابطه انسانها با یکدیگر از نظر مواد تولیدی فرق میکند. این رابطه بر اساس این است که این مال من است مال تو نیست، این ماده تولیدی مال من است مال تو نیست. این، رابطهای است میان انسانها
[١] نهج البلاغه، نامه ٢٣.