مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠ - ارزش وجدان انسان
بدهند همان است و خودش بیرنگ مطلق است.
این مسئله «خود و ناخود» که خود واقعی چیست و خود تحمیلی چیست و حتی خود خیالی چیست، یک بحث بسیار عالی و عمیق است که ان شاء اللَّه در جای خود در این باره بحث خواهیم کرد.
- در مورد رابطه فرد و اجتماع، آیا شما چنین تقسیم بندی نکردید که تأثیر فرد در اجتماع متغیر است، ممکن است افرادی پیدا شوند که اجتماع را تغییر دهند و بسازند ولی افراد دیگر خیلی کمتر تأثیر دارند؟
استاد: همان مسئله نقش قهرمانان است که در گذشته دربارهاش بحث کردیم. در مسئله قهرمانان هم اینها سعی دارند که اصلًا نقش قهرمانان را هیچ حساب کنند، قهرمانان را صرفاً و صرفاً مظهر خواستی که در جامعه هست تلقی کنند و برای قهرمان هیچ امتیازی قائل نباشند. در آنجا مثال زدیم، گفتیم اگر دو سر ریسمان نازکی را به دست دو نفر بدهند که اینها با قدرت زیاد بکشند این ریسمان بالاخره پاره میشود چون زور اینها از مقاومت ریسمان بیشتر است، منتها ریسمان از جایی پاره میشود که ضعیفتر است. اگر آن نقطه را تقویت کنیم و دوباره ریسمان را بکشند، در نقاط باقیمانده هرکدام ضعیفتر است از همان جا ریسمان پاره میشود. هر کدام را تقویت کنیم، بالاخره ریسمان از جایی پاره میشود و نمیشود که از هیچ جا پاره نشود.
همچنین آبی که در زیر زمین هست و میخواهد از جایی بجوشد، بالاخره از جایی میجوشد.
اگر فلان جا مناسبتر است از آنجا میجوشد، اگر آنجا را محکم کنیم از جای دیگر میجوشد.
مثال دیگر: وقتی که خون انسان فاسد باشد، در نقطهای از بدن زخمی پیدا میشود. اگر شما آنجا را معالجه کردید از یک جای دیگر سر در میآورد، ولی اگر از درون معالجه کنید دیگر بکلی پاک میشود.
اینها نیز اینچنین فکر میکنند، میگویند نابغه مظهر خواست جامعه است. اگر او نبود یکی دیگر به جای او پیدا میشد، اگر او نبود یک کس دیگر به جای او پیدا میشد و همینطور.
نقش نوابغ و قهرمانان
این نظریه، نظریه درستی نیست. گفتیم راسل در کتاب جهان بینی علمی راجع به نوابغ علمی مثال میزند، میگوید اگر کسی میآمد حدود صد نابغه علمیای را که در سه چهار قرن اخیر پیدا شدند