مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩١ - ارزش وجدان انسان
اگر به ما نگفته بودند، هیچ وقت نمیتوانستیم در آن نشانهای از اکسیژن یا هیدروژن پیدا کنیم. فقط بعد از آنکه تجزیه میکنیم یا در عمل، میبینیم چنین اجزایی داشته است.
ولی در یک سطح بالاتر وقتی که ترکیب واقع میشود آنجا یک نوع وحدت در کثرت- به اصطلاح- پیدا میشود یعنی در عین اینکه استقلال و هویت از بین رفته، مقداری هم از هویت اجزاء باقی است. همه یک واحد واقعی را تشکیل میدهند ولی واحد به یک نوع کثرتی است. مثلًا در گیاه. هر گیاهی در عین اینکه یک وحدت حقیقی دارد و یک حیات بر آن حاکم است قوای مختلفی در آن کارهای مختلفی را عهده دارند؛ یعنی اگر در یک گیاه سه نوع قوّه تشخیص داده میشود: قوّه تغذیه و قوّه رشد و قوّه تولید نسل، سه دستگاه مختلف کارهای مختلف را انجام میدهند و کارهایشان هم با همدیگر مخلوط نمیشود؛ یعنی قوا یک نوع استقلالی نسبت به یکدیگر دارندگو اینکه همه آنها نسبت به اصل حیات تابع مطلق هستند.
وقتی که ما میآییم سراغ حیوان، در حیوان میبینیم که در عین اینکه این ترکیب ترکیب حقیقی است و یک حیات حقیقی و به تعبیر حکما یک نفس بر حیوان حکومت میکند ولی جدایی قوای مختلف از یکدیگر آشکارتر است چون همه قوای نباتی در حیوان هست بعلاوه یک سلسله قوای دیگر که به آن قوای حسی و حرکتی (حرکت انتقالی) میگویند. حیوان چشم دارد جایش جداست، گوش دارد جای علیحدهای دارد، لامسه دارد با یک قوای دیگری، شامّه دارد در محل دیگری.
یک تقسیم خیلی زیادی صورت گرفته. ولی تضادی میان اینها وجود ندارد. کثرت در حدی نیست که در درون این موجود تضاد هم ایجاد کند. کثرتِ بیتضاد هست ولی کثرتی که از کثرت نباتات خیلی بیشتر است.
وقتی که [ترکیب] در مرحله بالاتر و عالیتر که انسان است پیدا بشود، در انسان مسلّم باز هم یک حیات واحد است. انسان که کثرت محض نیست، انسان یک وحدتی است دارای کثرت. یک حیات واحد، نفس واحد بر انسان حکومت میکند، ولی در درون انسان قوای مختلف مقداری از استقلالشان در حدی محفوظ است که گویی دو امر متباین در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، که گاهی تعبیرات ممکن است سبب اشتباه بشود نه اینکه آنها که اینجور گفتهاند اشتباه کردهاند؛ آنهایی که گفتهاند مقصودشان روشن است.
تعبیر شیخ بهایی
این تعبیر در اربعین شیخ بهایی هست؛ میگوید که در وجود هر انسانی یک خوک و یک شیر و یک شیطان و یک فرشته نهفته است. کأنه چند چیز مستقل اینجا جمع شده. اگر چند چیز مستقل باشد مثل این است که در یک اتاقی اینها را جمع کنند؛ به این صورت که نیست. ولی در عین حال