مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٢ - ارزش وجدان انسان
مثلًا عمل کیمیاگری اگر درست باشد- که درست هم هست- و اینکه میتوانستند با یک سلسله عملیات مس را تبدیل به طلا کنند، یک تغییر ماهوی است یعنی یک جنسی را به جنس دیگر تبدیل میکنند به طوری که این قبلًا تمام خواص مس را داشته، حالا تمام خواص طلا را پیدا کرده است.
بنابراین، این چیزهایی که این آقایان «گذار از کمّیت به کیفیت» مینامند، در اصطلاح دقیق فلسفی «گذار از تغییرات کیفی به تغییرات ماهوی» است. و لهذا در جای دیگر معلوم میشود که چگونه این اصطلاحات در اینجا مخلوط شده است. در تکامل حیوانات (ترانسفورمیسم) میگویند حیوانات ابتدا یک سلسله تغییرات تدریجی پیدا میکنند ولی هنوز نوعیتش محفوظ است. این تغییرات تدریجی به یک مرحله که میرسد نوع متبدّل میشود، یعنی ماهیت عوض میشود. تغییر نوع یعنی تغییر ماهیت، یعنی این نوع غیر از آن نوع سابق است. مثلًا اگر در مورد انسان بگوییم این قبلًا یک حیوانی بوده (حالا آن حیوان هرچه بوده)، در این حیوان تغییرات تدریجی پیدا شد ولی هنوز انسان نبود، در یک مرحله با یک جهش تبدیل به انسان شد، یعنی ماهیتش عوض شد، لذا میگوییم تبدّل نوعی. اگر تبدّل نوعی (تبدّل نوعی و ماهوی یک معنا دارد) و تبدّل انواع (که در آنجا هم به درست تبدّل انواع اصطلاح کردند) نباشد ما باید بگوییم که از کوچکترین حشره تا انسان همه نوع واحدند، ماهیت واحد دارند، کیفیاتشان در این مراحل فرق کرده، در صورتی که بالضروره اصلًا ماهیتها فرق کرده است.
این آقایان در باب فئودالیسم دچار اشکال شدند. ما دیدیم که ابزار تولید در دوره فئودالیسم با دوره برده داری علی رغم همه حرفها تغییر ماهوی و به اصطلاح خودشان تغییر کیفی پیدا نکرده (ما بیش از این روی اصطلاح مناقشه نمیکنیم) ولی گفتیم در دوره سرمایه داری این حرف را میشود زد، یعنی مسئله واقعاً قابل طرح است که ابزار در دوره سرمایه داری و در دوره انقلاب صنعتی نسبت به دورههای پیشین ماهیتاً عوض شده، منتها میخواهیم ببینیم چگونه ماهیتاً عوض شده است؟
نظریه اول : ماهیت ابزارها تغییر نکرده
یک نظریه این است که خیر، در این دوره هم نسبت به دوره قبلی ماهیت ابزارها تغییر نکرده، فقط اختلاف تکاملی تدریجی است بدون آنکه به مرحلهای رسیده باشد که ماهیت این ابزارها با ماهیت آن ابزارها تغییر کرده باشد؛ یعنی این کارخانه ریسندگی امروز که مثلًا با هزارها دوک دارد کار میکند و نخ به وجود میآورد، از نظر نوعی و ماهوی با آن چرخ نخریسی آن پیرزن هیچ فرق نمیکند، منتها این کاملترِ آن است بدون اینکه ماهیتش تغییر کرده باشد. یک عده چنین نظر دادهاند.