مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٤ - ارزش وجدان انسان
معنی ندارد که معلول وجود داشته باشد.
خود را گم کردن
مطلبی را من اجمالًا اشاره میکنم چون این بحث خیلی طولانی است، و خیلی عمیق و لطیف و شیرین است. به نظرم در یکی از نوشته هایم هم نوشته باشم. سالهای اولی بود که من به تهران آمده بودم و هنوز مطالعاتم در این مسائل خیلی ضعیف بود. شبهای پنجشنبه یک جلسه تفسیری داشتیم برای یک عده از بازاریها. در واقع یک منتخبات آیاتی بود. حدود سالهای ٣٣ و ٣٤ بود. آنجا به یک مطلبی برخورد کردم که در همان دفترهای آن وقت یادداشت کردم و آن اینکه ما از قرآن یک مطلبی را دریافت میکنیم که جالب است یعنی توجه انسان را جلب میکند که منظور چیست و آن مطلب این است: گاهی تعبیر میشود که انسان خود را فراموش کرده است:«نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسیهُمْ أَنْفُسَهُمْ» [١] انسان خودش را فراموش کرده، خودش را از یاد برده است. گاهی تعبیر، «خود باختن» است:«قُلْ انَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِروا انْفُسَهُمْ» [٢]. معمولًا ما سود و زیان که میگوییم، چه سود و چه زیان، در مورد اموری است که به انسان تعلق دارد. مثلًا میگوییم انسان مالی را سود کرد، انسان مالی را از دست داد. یا اگر کسی یک چشمش را از دست بدهد میگوییم یک چشم زیان کرده.
حداکثر این است که در مورد یک عضو این تعبیر به کار برود. ولی در مورد «خود» اصلًا معنی ندارد انسان خودش را زیان کند. «زیان کردن» از دست دادن چیزی است چیزی را، پس دو چیز باید باشد که یک چیز یک چیزی را داشته باشد، بعد همان چیزی را که دارد از دست بدهد، خودش باشد بدون آن چیز. اما اینکه خودش خودش را از دست بدهد یعنی چه؟ یعنی خودش بدون خودش باقی بماند؟ این چگونه میشود؟ و نظیر اینها باز هم تعبیراتی پیدا میشود.
از اینجا من رسیدم به این مطلب که پس معلوم میشود که در انسان حالتی پیدا میشود که خودش از خودش فاصله میگیرد. چطور میشود انسان خودش از خودش فاصله بگیرد؟ این به این [علت] است که انسان دو «خود» پیدا میکند: یک خود خیالی و یک خود واقعی؛ یعنی غیر خود را خود میپندارد. چون غیر خود را خود میپندارد خودش را با آن غیر خود اشتباه میکند و آن چیزی را که غیر خود است خود میپندارد، که برای این مطلب همیشه آن جمله نهج البلاغه در ذهنم میآید که راجع به افراد ممسک و بخیل است، همینهایی که پول پرست میشوند و به اصطلاح روانشناسان در پول تثبیت میشوند یعنی پول برای اینها معبود میشود، خودشان را حاضرند در راه
[١] حشر/ ١٩.[٢] زمر/ ١٥.