مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤١ - ارزش وجدان انسان
برای کارهای یدی و بدنی آفریده شدهاند و بعضی نژادها برای کارهای عالی فکری، روحی، هنری و امثال اینها آفریده شدهاند. میگویند در جامعه یونان قدیم مردم به سه دسته منقسم میشدند:
گروهی که از همه حقوق اجتماعی بهرهمند بودند و میتوانستند عالم باشند، فیلسوف باشند، هنرمند باشند. این گروه اربابان بودند. گروه دیگر گروه بردگان بودند. سوم بیگانگان بودند، آنهایی که از جای دیگر آمده بودند. اینها را بربرها مینامیدند، مثلًا ایرانیها را میگفتند بربرها. راجع به بردگان اصلًا معتقد بودند که یک نژادهایی برای کار بردگی آفریده شدهاند، یعنی اینها در سطح انسانهای دیگر نیستند و بنابراین همین طوری که نمیشود برای حیوان حقوقی مساوی با انسان فرض کرد (بگوییم آقا مگر این اسب جاندار نیست، چه فرق میکند، انسان جاندار است اسب هم جاندار است، تمام حقوقی که انسان دارد اسب هم باید داشته باشد، معلوم است که این حرف غلط است؛ هیچ کس هم در دنیا دیگر قائل به تساوی حقوق انسان با حیوان نشده) همینطور نژادهای سیاه و نژادهای این بردگان در طبیعت در سطح پایینتر آفریده شدهاند. آنوقت میگفتند یونانی باید فکر کند، بیندیشد، فکر خلق کند، هنر بیافریند، خلّاق باشد، مغزش این گونه آفریده شده است؛ آن برده هم باید برده باشد. کم و بیش این فکر تبعیض نژادی هم که الآن در بعضی نقاط دنیا عملًا وجود دارد- اگرچه عدهای ابراز نمیکنند- همان فکر قدیم یونانی است. در ایران قدیم این فکر به صورت یک فلسفه وجود نداشته ولی به صورت یک فکر اجتماعی و یک سنتِ پذیرفته شده مخصوصاً در دوره ساسانی وجود داشته است. چون در ایران قدیم اصلًا فیلسوف و مفکر به آن معنا که در یونان بوده وجود نداشته، همان موبدها و امثال اینها بودند که این فکرها را میدادند و این فکر به هر حال به صورت یک سنت غیر قابل تخلف و سنت [پذیرفته شده وجود داشته است.
معتقد بودند] [١] اصحاب شغلهای مختلف باید در همان شغل خودشان باقی بمانند و تغییر طبقه ندهند و طبقات باید مقفّل و بسته باشد، کسی حق ندارد که از طبقهای به طبقه دیگر برود و همان حسابها که بچه موزهگر باید برای همیشه موزهگر بماند و بچه کوزهگر هم باید کوزهگر بماند. و اگر یک فرد میخواست از طبقهای به طبقه دیگر منتقل بشود اینقدر تشریفات داشته، در حد تشریفاتی که کسی از تبعه یک کشور بخواهد تابع کشور دیگر بشود، بلکه از این هم بالاتر: اینکه کسی تابع یک کشور باشد بعد بخواهد تابع کشور دیگر بشود تشریفاتش کمتر است از اینکه یک کسی که در ایران قدیم داخل یک طبقه بوده میخواست وارد طبقه دیگر بشود.
به هرحال، این یک نوع نظریه است که مسلّماً درباره انسان این حرف هم غلط است یعنی افراد انسان چه به حسب نژادها مختلف باشند (سفید باشند، سیاه باشند، زرد باشند) و چه آنهایی
[١] [چند ثانیه از نوار افتادگی دارد.]