مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣٤ - ارزش وجدان انسان
- ولی آن [تقرب الهی] بالاخره باید یک مصونیت نسبی در مقابل گناهان به انسان بدهد.
استاد: مصونیت نسبی در مقابل برخی گناهان میدهد، ولی در مقابل گناه خودش نمیدهد. یعنی آن آدمی که این گونه است او دیگر شراب نمیخورد و ملکه پرهیز از شراب را دارد. عصیان پیغمبران یعنی چه؟ پیغمبران که معصومِ از همه این گناهانی هستند که در ذهن ما گناه بودنِ آنها آمده. پاسخ این است که یک چیزهایی که برای ما اگر به آنجا برسیم «درجه» است، برای آنها در سطح خودشان [گناه شمرده میشود.] همان که برای ما درجه است برای آنها درکه است؛ یعنی او بعد از آنکه بالا رفته پایین میآید. تا آن لحظه آخر هم آن پیغمبر بیم خودش را دارد. علی شبها گریه میکرد، آیا واقعاً تصنع میکرد که مردمِ دیگر یاد بگیرند؟ مگر [در این حالت] انسان اشکش میآید، آنهم به طوری که غش کند؟! آن حقه بازی است. انسان غش کند که مردم دیگر غش کردن را یاد بگیرند! (خنده استاد) پس معلوم میشود او در عالم خودش، در درجه و مرتبه خودش در یک گیروداری هست خیلی سختتر از آنچه که ما و شما در این گیرودار هستیم. ولی او در سطح خودش است. او دیگر درگیرودار مثلًا کار معاویهای نیست، او یک گیرودار دیگری در عالم خودش دارد که برای ما قابل تصور هم نیست.