مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦١ - ارزش وجدان انسان
اجتماعی بحث میکردیم و گفتیم این حرف با اصول معارف الهی هم درست است که عمل سازنده انسان است ولی از نظر روحی و معنوی و اجتماعی؛ نقش عمل در سازندگی انسان اصل درستی است، با اختلافاتی که با اینها داریم. ولی اینها ناچارند یک قدم جلوتر بروند [بگویند] عمل و کار نه فقط سازنده انسان اجتماعی است، سازنده انسان طبیعی هم هست، یعنی انسان در طبیعت با کار و ابزارسازی خودش از حیوانات امتیاز پیدا کرد؛ یعنی ابتدا انسان آفریده شد، یک اختلاف سطحی- نه نوعی- با حیوانات داشت و آن اینکه مثلًا ساختمان انگشتهایش با آنها فرق داشت. خود ساختمان انگشتها خیلی چیز سادهای است. در میان حیوانات یک حیوانی تصادفاً خلق شد که ساختمان انگشتهایش با حیوانات دیگر فرق داشت، یک تغییر خیلی سطحی. همین تغییر سطحی سبب شد که انسان بتواند با این سرانگشتان ابزارسازی کند، بعد ابزارسازی بکلی خلقت او را عوض کند، تغییر بدهد و او را به صورت نوع جداگانهای دربیاورد.
این را هرگز علم نمیپذیرد. علم امروز معتقد به اصل جهش است. این [نظریه] با حرف داروین سازگارتر است تا حرفهایی که بعد از داروین پیدا شده است. علم امروز معتقد است که انسان در یک مرحله جهش وار به انسانیت رسیده نه با کار تدریجی. حرف اینها با حرف داروین جور در میآید. میدانید که در نظریه داروین حیوانات تدریجاً و به صورت کند و آرام تبدّل نوعی پیدا کردهاند و میکنند، حتی انسان. این حرف، دیگر امروز مردود است. از نظر علم امروز، ارتباط نسلی حیوانات امر مورد قبولی است که حیوانات- از جمله انسان- رابطه نسلی با حیوانات گذشته دارند ولی هر حیوانی مادامی که در نوع خودش هست اگر تغییراتی پیدا کند خیلی سطحی و تدریجی است اما وقتی به مرحلهای میرسد که حیوان میخواهد از نوعی وارد نوع دیگر بشود یک تغییر جهش وار در آن پیدا میشود، همان مَثَلی که اینها خودشان هم ذکر میکنند: مثل گرم شدن آب است که آب تدریجاً گرم میشود، به یک مرحله که میرسد جهش وار تبدیل به بخار میشود نه تدریجی. حرفی که اینها میگویند لازمهاش این است که از اصلی که خودشان گفتهاند (اصل جهش) منحرف شده باشند. این هم یک بحث که در باب مابه الامتیاز انسان از حیوانات دیگر لازم بود که مطرح شود و بحث لازم و مفیدی هم بود.
- آیا تنها جوابی که به اینها داده میشود فقط این است که حرفشان از نظر علمی مردود است و یا اینکه سوای نظر علمی، در اصل حرف اینها خدشه وارد است؟
استاد: عرض کردیم، از نظر استدلالی هم همینطور است. خود اینها میگویند اینها جز بحث استدلالی نیست و علم اینها را ثابت نکرده، همه استنباطات است.