مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧٦ - ارزش وجدان انسان
ما به یوم آخِر و اعتقاد به اینکه قیامتی هست، یعنی نظام فکری، این است که جزو فکر ماست [و دین گفته میشود.] آن که امری است بیرون از فکر ما و نمیشود اسمش را دین گذاشت و دین جامع نمیتواند باشد که بگوییم دین جامع یعنی خود خدا و خود قیامت. خدا که جزو دین نیست، قیامت هم جزو دین نیست، پیغمبر هم جزو دین نیست. وجود عینی پیغمبر که جزو دین نیست. دین یعنی این نظام فکری و اعتقادی و عملی: ایمان به خدا، ایمان به اللَّه، ایمان به فرمانروایی خدا، ایمان به استحقاق معبودیت خدا. ایمان به اینکه جهان [ماهیت] به سوی اویی دارد، ایمان به یوم آخر.
ایمان به اینکه این دستورها وحی الهی است (الَّذینَ یؤْمِنونَ بِما انْزِلَ الَیک وَ ما انْزِلَ مِنْ قَبْلِک) [١]. اینها جزو نظام فکری است. همچنین خود این دستورها که یک سلسله دستورهای قراردادی و موضوعه است که از طرف [خدا ابلاغ شده است. آن ایمانها و این دستورها مجموعاً آن نظام فکری و عملی را تشکیل میدهند.] این نظامی که شما دنبالش میگردید و اسمش را «دین جامع» گذاشتهاید همان معنی سوم است. اما آن معنی جامع که شامل خود جزا و خود خدا هم بخواهد بشود اصلًا معنی ندارد. حرف ما این است که همین معنی سومی که اینجا گفتند (دیگران هم گفتهاند) که دین یعنی مجموع آنچه مِن جانب اللَّه به صورت اعتقادات و معارف و دانستنیها و عمل کردنیها آمده است، همان دین جامع است، همان نظام است، نظامی که یک قسمتش فقط فکر و اندیشه و اعتقاد و خلاصه شناخت است، قسمت دیگر گرایش و ایمان و محبت است، قسمت دیگر ساخته شدن خود انسان است که چگونه باید بود، مثل دستورهای اخلاقی که در قرآن و [سنت] آمده که مؤمنین این گونه هستند، مثلًا: التّائِبونَ الْعابِدونَ الْحامِدونَ السّائِحونَ [٢]. دستورهای دیگری فقط عمل کردن است: لِلَّهِ عَلَی النّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطاعَ الَیهِ سَبیلًا [٣]. برخی دستورها دستورهای حکومتی است، دستورهای اخلاقی است، دستورهای اقتصادی است. همین خودش یک نظام است، یک نظام کامل هم هست. این همان معنای سوم است. آن معنی جامعی که شما میخواهید این معنی سوم است. اما این معنی جامعی که ایشان میگوید که حتی شامل خود قیامت هم میخواهد بشود اصلًا بیمعنی است. نه از قرآن چنین چیزی استفاده میشود و نه اصلًا معنی درستی دارد. البته حرف شما حرف درستی است و منطبق به همان معنی سوم میشود.
[١] بقره/ ٤.[٢] توبه/ ١١٢.[٣] آل عمران/ ٩٧.