مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٣ - ارزش وجدان انسان
میگویند این خواب را ما میگوییم برای اینکه مردم را بیشتر [به صلاح] سوق بدهیم. مثلًا یک آدم رباخوار میمیرد، بعد شخصی با خود میگوید من اگر یک خوابی بیایم نقل کنم که او را در خواب دیدم، چنین بود، چنین گفت و چنین پیغام داد، جلوی مردم را از رباخواری میگیرم. میآید این حرف را میزند. یا مثل آن مردی که آنهمه احادیث جعل کرد در ثواب سورههای قرآن که پیغمبر فرمود هرکس فلان سوره را بخواند چه میشود، همه را هم از ابی بن کعب نقل کرد. بعد به او گفتند کی و کجا ابی بن کعب به تو گفت، چرا به کس دیگر نگفت؟ گفت حقیقتش این است که من مردم را دیدم که خیلی اشتغال پیدا کردهاند به شعر و ... وقت خودشان را با این اباطیل میگذرانند. برای اینکه مردم را تشویق کرده باشم که به جای این اباطیل قرآن بخوانند اینها را گفتم.
اینها کار صحیحی نیست؛ یعنی اگر کسی خیال کند از این راههای غلط و خطا به یک مقصد عالی میرسد، درست نیست. اگر گفتهاند «دروغ مصلحت آمیز» یعنی دروغی که جلوی یک مفسده را بگیرد؛ یعنی دو مسئله است: یک وقت کسی میخواهد با یک دروغ راه حق را دو قدم برود جلو؛ با دروغ و باطل در راه حق یک قدم هم نمیشود رفت جلو. یک وقت انسان میخواهد با یک فساد کوچکتری جلوی فساد بزرگتر را بگیرد، مثلًا جلوی یک قتل نفس را شما با یک دروغ میگیرید. این یک مسئله است. یک وقت شما میخواهید حقیقت را با دروغ پیش ببرید. حقیقت را با دروغ نباید و نمیشود پیش برد. مفاسدش صد درجه بدتر است. بعد که یک کسی همین قدر بفهمد که یک دروغی در اینجا تخلل پیدا کرده، دیگر ریشه حرفها از بین میرود.
غرض این است که این مسئله «کار» و «عمل» در دنیای جدید در این حد مطرح شد که اساساً کار معیار اندیشه است یعنی معیار علم است و معیار حقیقت است. اینها آمدند به شکل دیگری باز قضیه را مطرح کردند. اینجا من میبینم چندین مسئله تو در تو شده است که اینها را باید از همدیگر تجزیه کنیم، ما خودمان جداجدا عرض میکنیم.
بررسی نظریه پرکسیس
[مارکسیسم میگوید] کار معیار شخصیت انسان است، به همان معنا که عرض کردیم؛ یعنی کار سازنده انسان است، انسان را کار خودش میسازد، به این معنا که مسئله فطرت و امثال اینها برای انسان در این مکتب مطرح نیست که انسان دارای یک بعد وجودی خاص انسانی هست و آن بعد وجودی خاص انسانی در انسان معیار انسانیت است؛ نه، انسان ساخته کار خودش است، منتها میگویند چون انسان در درجه اول ابزار را میسازد و با ابزارش کار میکند، پس انسان ابزار خود را میسازد و ابزار انسان هم انسان را میسازد، و ابزار انسان در هر درجهای از تکامل که باشد، شخصیت انسان در همان درجه است، ابزار معیار شخصیت انسان است. این است که ما در آن