مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٤ - ارزش وجدان انسان
تکامل را در اینجا به کار نمیبریم، بحث در این است که ما کلمه تکامل را در هرجا که به کار میبریم باید متوجه آن معنی و حقیقتش متناسب با آن جایی که به کار میبریم باشیم. یک نظام که وجود دارد، یک وقت هست خود نظام حرکت میکند. ما که بالاترش را گفتیم؛ گفتیم گاهی در امور حقیقی هم که موضوعش امر حقیقی است مثل دو فرد انسان، مع ذلک در اجتماع، جریان به دو شکل صورت میگیرد، گاهی به شکل رفتن ناقص و آمدن کامل به جای او، از صحنه خارج شدن او و آمدن کاملتر به جای او، بدون اینکه آن ناقص تبدیل به کاملتر شده باشد؛ چنین چیزی در عالم وجود دارد که مثال برایش ذکر کردیم. و گاهی جانشین شدن کامل به جای ناقص به این صورت است که خود آن ناقص تحول پیدا میکند نه اینکه از صحنه خارج میشود. این دو جور را در عالم داریم یا نداریم؟ در هر دو ما کلمه «تکامل» را به کار میبریم یا نمیبریم؟ میبریم. حال ما میخواهیم ببینیم مثلًا در قوانین اجتماعی چگونه است. اگر قانون راهنمایی امروز این بود که خیابان سعدی و خیابان فردوسی هر دو دوطرفه باشد، بعد به مشکلاتی برخورد کردند و دیدند برای ترافیک، بهتر این است که مثلًا خیابان سعدی از پایین به بالا و خیابان فردوسی از بالا به پایین یکطرفه باشد و این امر مشکل ترافیک را بهتر حل کرد، پس معنایش این است که قانون کاملتر، نظام کاملتر (نظم اجتماعی) به جای ناقصتر آمد. من حرفم این است که آیا در اینجا واقعاً آن قانون متحول به این قانون شد؟ یا آن قانون نفی شد، کاملتر سر جایش آمد؟
یک نکات دقیقی هست که انسان با حساب نکردن و تعمیم دادن یک قانونی از جایی به جایی دچار هزارها اشتباه میشود. میبیند تکامل در طبیعت که هست، اینجا هم که ما همیشه میگوییم تکامل، بعد فوراً میگوید میخواهم تمام آن قوانینی را که در تکامل طبیعت هست اینجا هم بیاورم، غافل از اینکه اگر ما اینجا میگوییم تکامل، به این معناست، آنجا میگوییم تکامل، به آن معناست. من حرفم این است که تکامل نظامهای اجتماعی نه به معنای تحول واقعی یک نظام به نظام دیگر است، به معنی نسخ شدن نظامی و جانشین شدن نظام کاملتر به جای اوست. آنگاه وقتی که ما [این تکامل را با تکامل] در انسان مقایسه میکنیم، میبینیم تکامل انسان به معنی تحول واقعی انسان است. یک انسان جاهل که تبدیل به انسان عالم و به انسان عالمتر میشود، او واقعاً دارد تحول پیدا میکند؛ این تحولِ واقعی است. انسان امروز همان انسان دیروز است که تبدیل به انسان امروز شده. حالا به نوع و جامعه کار ندارم؛ همین فردی که در پنجاه سال پیش یک کودک دبستانی بود هموست، نه اینکه او را بردهاند یک انسان دیگری سر جای او آوردهاند؛ همان است که تبدیل به این شده. ولی در نظامات اجتماعی، در ابزارها، تکامل به معنی برداشته شدن یک چیز و جانشین شدن چیز دیگر به جای اوست.
وقتی که ما ایندو را خوب دانستیم آنگاه میتوانیم بفهمیم که آیا تکامل ابزار تولید علت است