مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١١ - ارزش وجدان انسان
فقط زیربنا روی روبنا اثر بگذارد، روبنا هم روی زیربنا اثر میگذارد. بعد هم گفت ما به حکم اصل تأثیر متقابل میان اشیاء که قائل هستیم، نمیتوانیم تأثیر یکطرفه قائل بشویم بگوییم فقط اقتصاد روی شئون دیگر اثر میگذارد و آن شئونِ دیگر روی اقتصاد اثر نمیگذارد؛ نه، شئون دیگر هم روی اقتصاد اثر میگذارند.
- من میخواهم بگویم این کار خودش انگیزه اقتصادی دارد، یعنی اگر انسان اقتصادی یک وقت گامی بر ضد اقتصاد خودش برمیدارد این هم انگیزه اقتصادی دارد.
استاد: این را گاهی اینطور هم نمیگویند، میگویند مثلًا انسان فداکاری میکند. این همان مسئلهای است که به اصطلاح «امر بین امرین» مارکس است که در آن گیر کردند- بعد خواهیم خواند- که اینها با آن جبر و ضرورت تاریخی که از یک طرف گفتند چگونه آزادی انسان را توجیه میکنند، در چه حد توجیه میکنند؟ این بحث بعد مطرح خواهد شد.
- این دو طبقهای که فرمودید (طبقه استثمارگر و طبقه استثمار شده) طبقه بسته است یا باز؟
استاد: نه، اینها دیگر طبقه بسته به آن معنا قائل نیستند. طبقاتی که آنها میگفتند، طبقات دوره ساسانی و غیر آن، طبقات اجتماعی، طبقات قراردادی بود، یعنی میگفتند در نظام اجتماعی و در تشکیلاتشان طبقات بسته است یعنی کسی حق نداشت از طبقهای به طبقه دیگر برود. بچه آهنگر باید آهنگر باشد، نمیتوانست مثلًا برود معلم شود؛ یعنی قانون اجازه نمیداد. اینها الآن روی قانون بحث نمیکنند، روی طبیعت بحث میکنند.
- تقسیم بندی طبیعت از کجا شروع میشود که یک طبقه میشود طبقه کارگر، یک طبقه هم میشود طبقه سرمایهدار؟
استاد: گفتیم از اوّلی که مالکیت پیدا شد این دو طبقه به وجود آمد. آنوقت قهراً طبقه کارگر و استثمارشده ... [١]
[١] [افتادگی از نوار است.]