مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٧ - ارزش وجدان انسان
استقلال دارند آبی وجود ندارد. همین قدر که ترکیب شدند و آب وجود پیدا کرد دیگر آنها استقلال ندارند.
ممکن است کسی بگوید جامعه یک چنین چیزی است. اصلًا افراد استقلال دارند و وجود حقیقی دارند و جامعه وجود ندارد. بنابراین جامعه حیات ندارد چون وجود ندارد. جامعه اجل و مدت ندارد چون وجود ندارد. جامعه اراده ندارد چون وجود ندارد. جامعه وجدان ندارد چون وجود ندارد. جامعه هدف ندارد چون وجود ندارد. یعنی اراده مال افراد است، وجدان مال افراد است، علم و خواست مال افراد است، هدف مال افراد است. این یک نظریه. اینجا ما میگوییم ترکیب، ترکیب اعتباری است، یعنی وجود جامعه یک وجود اعتباری و انتزاعی است.
نظریه دوم : ترکیب ماشینی
ممکن است یک درجه بالاتر برویم بگوییم جامعه به آن نحو انتزاعی محض نیست بلکه ترکیبش ترکیب ماشینی است. ترکیب ماشینی این است که اجزاء هویت و استقلال خودشان را از دست نمیدهند (مثل ترکیب اعتباری) اما با هم پیوند دارند. جامعه هم وجود حقیقی ندارد ولی یک پیوندی میان اجزاء هست که این پیوند به اینها وضع مشترک و یک نوع سرنوشت مشترک داده است. درختهای باغ هیچ پیوندی ندارند. اگر شما یک درخت را ببُرید و قطع کنید به درخت دیگر هیچ آسیبی نمیرسد. همینطور کتابهای کتابخانه. یک کتاب را از اینجا بردارید تأثیری در کتابهای دیگر ندارد. ولی ماشین یعنی اموری که آنها را به یکدیگر بستهاند، جوش دادهاند، پیچ کرده و محکم کردهاند. یکی را اگر بکشید همه دنبال آن کشیده میشود. اگر سپر ماشین را بکشید سپر تنها نمیآید، همه ماشین را با خودش میآورد چون به باقی دیگر بسته شده است. اگر شما سپر ماشینی را که در حال حرکت است متوقف کنید ماشین را متوقف کردهاید. اینها همه به یکدیگر مربوط شده. چرخها که حرکت میکند همه ماشین را با خودش میبرد. میگوییم جامعه این گونه است، اجزاءْ مستقلاند ولی یک مستقلهایی هستند که به یکدیگر جوش و پیوند خوردهاند و از این جهت یک نوع سرنوشت مشترک دارند و لهذا نهادهای جامعه با یکدیگر پیوستگی دارند.
اگر بخواهیم در افراد مثال ذکر کنیم مثل این است که شما میبینید در بازار یک تاجر که ورشکست میشود پشت سرش پنجاه نفر دیگر هم ورشکست میشوند. این یک نوع وابستگی اجتماعی است، چرا؟ برای اینکه این وابسته است، با پنجاه نفر دیگر داد و ستد دارد. آنها نزد او سفته و چک دارند. این باید باشد تا آنها هم باشند. هرکدام از اینها ورشکست بشوند در سرنوشت همه اینها تأثیر دارد. منتها تأثیرش در بعضی این است که آنها را هم ورشکست میکند، و در بعضی که خیلی گردن کلفت هستند این است که مثلًا صدهزار تومان ضرر میکند ولی چون خیلی قوی