مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١٨ - نگاه مارکسیسم به تاریخ
شکل دیگر میدهد، انسانها خوب میشوند (زیرا انسان اصالت ندارد). باز همه برادر و برابر و «ما» میشوند، همه حسدها میریزد، همه طمعها میرود، همه عقدهها خالی میشود و انسانها انسان به معنی واقعی میشوند. اما در فاصله ایندو، از اشتراک اولیه تا اشتراک نهایی که هنوز نرسیدهایم، یعنی فاصلهای که تاریخ را تشکیل میدهد، دوره ظلمانی تاریخ بشر است چون دوره مالکیت است. ابزار تولید در حالتی بوده که جبراً مالکیت اختصاصی و وضع طبقاتی و وجود دو طبقه و وضع ارباب و برده را به شکلهای مختلف خودش ایجاب کرده، و فساد و ظلم و ستم و شر و کبر و حسد و طمع و ظلم و خونریزی مولود همین نظام ارباب و بردگی است و آن هم مولود مالکیت است و مالکیت هم مولود درجه خاصی از رشد ابزار تولیدی است. این وضع هم با تز، اصلاح، آمدن یک پیغمبر یا مصلح اصلاح شدنی نیست. جبر ابزار تولید است، نمیتواند غیر از این باشد؛ هرچند که انسان در طول تاریخ طرح عدالت را ریخته است.
این طرح عدالتهایی که در طول تاریخ ریختهاند یا نهضتهای عملی که در طول تاریخ به نام عدالت و خیر و اخلاق عالیه شده است، اینها یا اصلًا ماهیتش خدعه و فریب بوده یعنی نیرنگ دیگری بوده باز برای همان استثمار کردن، خودش باطل دیگری بوده برای محکم کردن زنجیرهای استعمار و استثمار و بهره کشی، یا اگر این نهضتها احیاناً از میان طبقه استثمارشده نه برای استثمار کردن بلکه برای پاره کردن زنجیرهای استثمار پیدا شده، چون بر خلاف جبر تاریخ بوده (حرکتی بوده برخلاف جریان آب، برخلاف اصل مالکیت) برای یک مدت موقت- مثل برقی که در یک بیابان ظلمانی میزند- یک کاری میتوانسته بکند ولی مثل همان حرکتِ برخلاف جریان آب نمیتوانسته ادامه داشته باشد. بعد این نهضتها نه تنها خاموش شده، بلکه همانی که آمده بود برای اینکه این زنجیرها را پاره کند خودش به صورت زنجیر جدیدی بر روی آن زنجیرهای قدیم درآمد و نمیشد غیر از این باشد، زیرا جبر تاریخ بود. و بنابراین در این دورهای که دوره پیغمبران و ظهور مذاهب و ظهور تمدنهاست، تا عصر ما، بر تاریخ بشریت جز ظلمت و شر و باطل چیزی حکومت نداشته. خیری نبوده یا اگر- احیاناً از طرف طبقه استثمارشده- بوده است نمیتوانسته دوام داشته باشد، زیرا خلاف جبر تاریخ بوده. و قهراً این رشته ادامه دارد تا آن وقتی که مرحله اشتراک نهایی برسد. هر وقت مرحله اشتراک نهایی رسید- که آن هم تابع تکامل ابزار تولید است- آنوقت [انسان خوب] خواهد شد و الّا فایدهای ندارد. و لهذا گفتیم کسانی که از این فلسفه پیروی میکنند، در تاریخ نگاری بزرگترین خیانتها را به بشریت مرتکب میشوند یعنی کوشش میکنند صفحات تاریخ را تاریک تاریک جلوه بدهند و تاریخ را مساوی «تاریک» قرار بدهند و همواره آن قسمتهای تاریک تاریخ را به رو بیاورند و روی قسمتهای روشنش را بپوشانند و یا حتی آنها را توجیه بد کنند که اشتباه میکنید، آنها هم خدعه و فریبی بوده و واقعیتی در کار