مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - ابتکار در انسان
میآید برای خودش آن خانههای خیلی هندسی منظم را میسازد ولی هیچ پیش نرفته است. او هم کار میکند، با طبیعت و با ابزارهایی که خودش میسازد سروکار دارد ولی یک قدم جلو نمیآید.
اما انسان جلو میآید، ابزار تولید را متکامل میکند. این ناشی از همان استعداد خاص یعنی ابتکار است که در انسان هست، چون انسان با عقل و فکر کار میکند و حیوان با غریزه. غریزه یعنی قیمومت خود طبیعت، ولی فکر برای انسان یک عمل آزادانه است و چون یک عمل آزادانه است تدریجاً بر فکر انسان افزوده میشود و به عبارت دیگر فکر تکامل پذیر است. این است که انسان با یک ابزاری مثلًا با سنگ کار میکند، در خلال عمل یک جرقهای هم در مغزش پیدا میشود که این سنگ را آنطور بکنم، به این شکل در بیاورم، و تدریجاً این ابزار را متکامل میکند. این مسئله ابتکار.
پس خود تکامل ابزار تولید معلول همان چیزی است که ما آن را تکامل دانش میدانیم و به عبارت دیگر حس ابتکار و حس تقدم و اینکه بشر همواره میخواهد پیش برود و نمیخواهد در یک حد درجا بزند. این یک جهت آن، که در این جهت تقریباً میشود گفت که با نظریه صنعت و اختراع یک نظریه است با این تفاوت که آنها مطلق اختراعات را (مطلق ابزارسازی را) عامل میدانند و اینها فقط ابزار تولید را عامل میدانند و برای ابزارهای دیگر نقشی قائل نیستند. جهت دیگر، یک نوع بینش خاصی است که اینها درباره انسان دارند که همان جهت است که نظریه اینها را از نظریه دیگران جدا میکند. اینها نمیگویند مطلق ابزار، میگویند «ابزار تولید» و [این ناشی از] آن خصلت مادی است که اینها در انسان سراغ دارند که معتقدند آن انگیزه اصلی که در انسان هست فقط و فقط انگیزه تأمین حوائج مادی است؛ آن که انسان را وادار به کار میکند و بعد منتهی به تکامل میشود این انگیزه است، انگیزههای دیگر امور فرعی و امور تزئینی و بلکه اموری هستند به منزله روبنا و برای توجیه این انگیزه و به تبع و طفیل آن به وجود میآیند؛ اساس این است.
پس این نظریه همان نظریه دانش و اختراع است- که گفتیم دو نظریه دانش و اختراع به یک نظریه برمیگردد همان نظریه اختراع و صنعت است، با این تفاوت که آن را تخصیص میدهد به صنعت در ابزار تولید، و ریشهاش هم این طرز بینش مادی است که در مورد انسان دارد که تلاشهای اصلی انسان به خاطر حوائج مادی است و هیچ اصالتی در انسان ندارد.
- بنابراین، اینکه ابزار، انسان را میسازد آیا در جهت ابتکار میسازد یا مطلقاً میسازد، حتی جهات اخلاقیاش را نیز میسازد؟