مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٤ - ارزش وجدان انسان
است دزد بیاید بزند، بیا در آنجا بگذار که اولین فایدهاش این است که من برای تو نگه میدارم.
دومین فایدهاش این است که اگر به صورت حساب جاری ندهی- که من بخواهم نگه دارم- بلکه به صورتهای دیگر مثلًا پس انداز بدهی که متعهد بشوی تا یک سال نگیری، من این قدر هم سود به تو میدهم. اینجاست که صاحبان سرمایههای کوچک تشویق میشوند که سرمایه هایشان را در بانک متمرکز کنند. آنوقت بانک از این سرمایههای کوچک متمرکز سرمایهها و اعتبارهای بزرگ به وجود میآورد و آن را با بیش از میزان سودی که به صاحبان اصلی پولها میداده در اختیار سرمایه داران بزرگ قرار میدهد، به این نحو که برای آنها اعتبارات فوق العادهای قائل میشود. این اعتبارات فوق العاده یک دریچه اطمینانی برای این سرمایه دارهای بزرگ است که علاوه بر سرمایهای که خودش دارد یک اعتبار بانکی خیلی عظیمی هم پشت سرش وجود دارد که کار او را به سرعت انجام میدهد؛ یعنی آن سرمایه صنعتی به قول اینها با سرمایه راکد اوّلی بانکی ترکیب میشود، ایندو یک سرمایه جدید به وجود میآورند که اینها آن را «سرمایه مالی» اصطلاح کردهاند. سرمایه صنعتی یعنی سرمایهای که خود آن سرمایهدار صاحب صنعت از خودش دارد.
یک سرمایه هم که فرض این است بانک دارد که از مردم گرفته و همان سرمایههای راکد و غیرفعال است، بعد ایندو با یکدیگر ترکیب میشوند و یک سرمایه جدید بزرگی به وجود میآورند که آن را «سرمایه مالی» مینامند و این سرمایه قدرتِ این سرمایه دارها را مضاعف میکند.
معمولًا کسانی که طرفدار بانک هستند و بانک را یک امر نافع و مفید میدانند استدلالشان در باب ضرورت بانک همین است، میگویند بانک سبب جریان سرمایه میشود و سرمایههای راکد را تبدیل به سرمایههای فعال میکند. در خانهها پولهایی ذخیره شده، همانطور که در قدیم هم بود. قدیم که پول فلزی بود و مردم از دزد هم میترسیدند، اغلب در زیرزمینهای خانه هایشان گودالی میکندند و پولها را آنجا مخفی میکردند، از ترسْ گاهی به بچه هایشان هم نمیگفتند و اگر ناگهانی میمردند کسی خبردار نبود. این است که در اغلب خرابههای قدیم وقتی که میگردند میبینند که یک مقدار پول پیدا میشود. این پولها به صورت راکد وجود داشت. بانک بزرگترین خدمتی که به مردم میکند این است که به صورت یک مرکز، این پولهایی را که در خانهها انباشته میشود و راکد است جذب میکند؛ اولًا حفظ میکند، ثانیاً چون به جریان میاندازد یک چیزی هم به صاحب سرمایه میدهد. آن که میآید در صندوق پس انداز ملی هزار تومان میگذارد و تا یک سال هم کاری ندارد، بعد از یک سال میآید مثلًا هزار و صد تومان میگیرد، پس چیزی هم به جیب او میرود. و خدمتی که بانک در اینجا به جامعه میکند این است که این پول را در مسیر یک سرمایه بزرگ به جریان میاندازد؛ مثلًا یک کسی میخواهد یک سرمایه گذاری فلاحتی و کشاورزی بکند، یا میخواهد سرمایه گذاری تجارتی بکند، یا میخواهد سرمایه گذاری صنعتی