مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣ - ارزش وجدان انسان
بدون آن که ابزار فلسفی آن را داشته باشند. حق دومی که فویرباخ به گردن اینها دارد آن جنبه بشرگرایی اوست که در آن بشرگرایی در واقع ماتریالیسم را یک قدم- به قول اینها- جلو برد. قبل از فویرباخ هم ماتریالیسم وجود داشته است. فویرباخ و دیگران همه در قرن نوزده بودند، خود هگل هم در قرن نوزده بود و فلسفه مادی سابقه خیلی بیش از این دارد و مخصوصاً قرن هجدهم دوره شکوفایی فلسفه مادی است. ولی فلسفههای مادی قبل از فویرباخ هیچ جنبه بشرگرایی نداشت بلکه بشر را به صورت یک بشر ماده گرا درمیآورد.
اینجا یک توضیحی عرض کنم. ما دو ماتریالیسم داریم (و به قول اینها دو ایده آلیسم هم داریم):
یک ماتریالیسم، ماتریالیسم فلسفی است، همین است که به معنی نفی خدا و انکار خداست. یک ماتریالیسم، ماتریالیسم اخلاقی است، یعنی ماده پرستی انسان، این که انسان فقط خواهان مادیات باشد، و به عبارت دیگر خودپرستی، یعنی هیچ ایده اخلاقی نداشتن. ایده آلیسم هم به تعبیر اینها دو ایده آلیسم است. ایده آلیسم فلسفی همان اصالت ذهن و اصالت روح است و به قول اینها نفی ماده واقعی، و ایده آلیسم اخلاقی عبارت از این است که انسان در زندگی دارای یک سلسله کمال مطلوبها و ایده آلهای عالی انسانی باشد، تنها یک موجود هواپرست خودخواه شهوتگرا نباشد.
تا قبل از دوره فویرباخ ماتریالیسم اخلاقی ملازم بود با ماتریالیسم فلسفی، و ایده آلیسم اخلاقی تنها در زمینه ایده آلیسم فلسفی قابل توجیه بود. کاری که فویرباخ کرد این بود که به قول اینها گریبان ماتریالیسم فلسفی را از چنگال ماتریالیسم اخلاقی نجات داد، یعنی یک نوع اومانیزم، اصالت انسان، انسانگرایی و بشرگرایی مطرح کرد. اینجا از طرفی خدا نفی شده است ولی از طرف دیگر ارزشهای انسانی که همیشه در ماتریالیسم نفی میشد، اینها خواستند که در ماتریالیسم خودشان نفی نکنند. حال از چه راه؟ چه کار کرد؟ (اینها خیلی قابل توجه است.) کاری که فویرباخ کرد خیلی برای اینها- به تعبیر خود انگلس- وجد و شعف به وجود آورده. مارکس هم خیلی تکرار میکند: کیست غیر از فویرباخ که انسان را به جای خدا نشاند؟ آیا غیر از او کسی انسان را معبود انسان قرار داد؟ نه، فویرباخ بود و فقط فویرباخ.
منشأ پیدایش دین از نظر فویرباخ
اینجا خیلی مجمل ذکر کرده ولی مطلب این است: فویرباخ در واقع یک نوع تحقیق جامعه شناسانه درباره مبدأ دین و منشأ پیدایش فکر خدا کرده است؛ مسئلهای که در جلسات «نیکان» [١] ما به آن
[١] [اشاره به درسهای «فطرت» برای معلمین مدرسه نیکان است که به صورت کتابی به همین نام منتشر شده است.]